باشد و خير و صلاح يعنى دوستى خوب و بمصلحت بود و از ياد حقّ بود نه از خواسته و ميل نفسانى .
« ذِكْرِ رَبِّي » 32 طبرى : مقصود وظيفه است و فريضه ى خداوندى و گفتهاند :
نماز عصر است و از عليّ عليه السّلام پرسيدند صلاة وسطى كدام است ؟ فرمود : نماز عصر است كه سليمان بن داود گرفتار آن شد .
مجمع : علماى شيعه نقل كردهاند : اوّل وقت نماز مشغول باسبها شد و از فضيلت نماز اوّل وقت محروم شد ، و مقصودش از « ذِكْرِ رَبِّي » نماز اوّل وقت است . جبّائى گفته است : آخر روز عبادت مستحبّ غير لازم ميكرد و آن روز سر بند اسبها شد و به آن عبادت نرسيد و ذكر ربّي يعنى دعا و ذكر غير واجب . ابو مسلم گفته است : ذكر ربّ كنايه از كتاب خدا است كه تورات باشد . يعنى از روى دستور تورات اسبها را دوست دارم .
« حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ » 32 تبيان : يعنى خورشيد پنهان شد ابو مسلم محمد بن بحر گفت : و هم جز او ديگرى كه مقصود پنهان شدن اسبها است يعنى اسبها فكر او را مشغول به خود كردند تا آن حالت .
تفسير لاهيجى : يعنى عرضه كردن اسبها بسليمان بدرازا كشيد تا همه از نظر سليمان گذشتند و از نظر او پوشيده شدند كه گويا پشت پرده رفتند .
« رُدُّوها عَلَيَّ - الخ » 33 ابو الفتوح : بيشتر مفسّرين گفتهاند : يعنى اسبها را بر گردانيد بجلو من .
« فَطَفِقَ مَسْحاً - الخ » 33 ابو الفتوح : عبد اللَّه عبّاس گفت : يعنى ساق و گردن اسبها را دست ماليد براى نوازش و محبّت . ابو مسلم گفت : يعنى ساق و گردن آنها را شست : و مسح ، شستن كم است و اندك . بعضى ديگر گفتند :
يعنى وقف بر جهاد به راه خدا كرد و بر ساق و گردن شان داغ نهاد تا علامت اين كار باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) در كتب مقدسهء يهود محبت سليمان عليه السّلام به اسب آمده است ، و به مقتضاى آيات اين سوره در تاريكى شب سليمان به بازديد اسبانى چند كه تازه آورده بودند پرداخت و صبر نكرد كه هوا روشن شود و بدان پردازد و در تاريكى شب دست بر گردن و ساق اسبان مىكشيد تا فربهى و لاغرى آنها را بيازمايد . ( مصحّح )