بودهاند بلكه با سختى و گرفتارى فكرى و بدنى دست بگريبان بودهاند و مقاومت كردهاند و از خواسته ها و اميال نفسانى گذشتهاند كه توانستهاند پايگاه آدمگرى و همزيستى را استوار كنند و براى هميشه ى بشر بيادگار گذارند .
5 - آيت 44 « خُذْ بِيَدِكَ - الخ » آنچه در باره ى ايوب ممكن بود در سوره ى انبيا نوشتهايم ولى از اين مطلب آنجا ياد نشده است و از اين روى ميگوئيم : شايد چنان كه از سخن ديگران نقل كرديم : ايّوب در كمال گرفتارى آزارى ديگر هم از سوى همسرش به او رسيد كه خشمگين شد و سوگند ياد كرد كه او را بزند بقرينه ى » لا تحنث « كه شكستن سوگند است و » اضرب « كه نشان ميدهد سوگند بر زدن او بوده است . ولى آيا اگر سوگند بى جهت بوده است چرا گفته شده است : » لا تحنث « آن را مشكن ، و اگر بجا بوده است زدن با يك دسته چوب نازك بىاثر چه نتيجه دارد ؟ ممكن است بگوئيم : اين دستور براى رهبرى انسان است بپاى بندى سخن و سوگند خود كه اگر انسان چيزى گفت و سوگندى ياد كرد آن را بيهوده و ناديده نشمارد و اگر نتيجه ى مفيد و با ارزش داشت رفتار كند و اگر كمال تأثير نداشت لا اقلّ آن را بيك صورتى در آورد كه بتواند صورت آن را حفظ كند و خود را بيهوده گو معرّفى نكند .
[ سوره ص ( 38 ) : آيات 45 تا 88 ]
وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الأَيْدِي وَالأَبْصارِ ( 45 ) إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ ( 46 ) وَإِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيارِ ( 47 ) وَاذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الأَخْيارِ ( 48 ) هذا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ ( 49 ) جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الأَبْوابُ ( 50 ) مُتَّكِئِينَ فِيها يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرابٍ ( 51 ) وَعِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ ( 52 ) هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ ( 53 ) إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَه مِنْ نَفادٍ ( 54 ) هذا وَ
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٢٨