« وَخَرَّ راكِعاً » 24 مجمع : يعنى نماز خواند . بعضى گفتهاند : يعنى بر زمين افتاد براى سجده و به صورت سجده و گاهى بجاى سجود ركوع ميگويند .
حسن بصرى گفته است : كلمه ى راكعا براى اين است كه هر كس بخواهد سجده كند اوّل ركوع مىكند و تا خم نشود به خاك نمىافتد .
حسينى : ابو حنيفه گفته است : در خواندن اين آيه سجده واجب است شافعى سجده را واجب ندانسته است . و از امام احمد حنبل دو نظر نقل شده است وجوب و استحباب . و در فتوحات مكيّه گفته است : اين سجدهء انابت است كه سجده ى شكر باشد در حضور نور الانوار چون داود اين سجده را براى شكر كرد .
« فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ » 26 روح البيان نوشته است : در سلسلة الذّهب ميفرمايد :
نصّ قرآن شنو كه حقّ فرمود
در مقام خطاب ، يا داود
كه تو را ز آن خليفگى داديم
سوى خلقان از آن فرستاديم
تا دهى ملك را ز عدل احساس
حكم رانى بعدل بين النّاس
هر كه را نه ز عدل دستور است
از مقام خليفگى دور است
آنكه گيرد ستم ز ديو سبق
عدل چون خواندش خليفه ى حقّ
پيشه كرده خلاف فرمان را
گشته نائب مناب شيطان را
حقّ ز شاهان به غير عدل نخواست
آسمان و زمين بعدل به پا است
شاه باشد شبان و خلق همه
رمه ، و گرگ آن رمه ، ظلمه
بهر آن است هاي و هوي شبان
تا بيابد رمه ز گرگ امان
« لِيَدَّبَّرُوا » 29 مجمع : با تاء و تخفيف دال قراءت ابو جعفر « 1 » و برجمى « 2 » و اعشى « 3 » است كه « تتدبّروا » از مصدر تدبير باشد و يك تاء ساقط شده و قراءت
هامش
( 1 ) يعنى يزيد بن قعقاع مدنى .
( 2 ) يعنى ابو صالح كوفى .
( 3 ) يعنى أبو يوسف كوفى .