تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
عموم با ياء و تشديد دال است كه تاى دوّم تبديل بدال شده است و نتيجه ى معنى يكى است . فخر : ارتباط اين آيه با دگر آيات از جهت نظم در جلب نظر شنونده است كه چون اوّل منكر قرآن و رستاخيز شدند از اين روى داستان داود ، و عدالت او بيان شد تا فكر آنها متوجّه شود و براى آنها پذيرفتنى باشد ، و چون به آن مطالب توجّه كردند معرّفى قرآن بميان آمد تا بدانند كه آنچه پذيرفته‌اند از همين قرآنى است كه اوّل منكر بودند . « الصَّافِناتُ » 31 مجمع : جمع صافنه است بمعنى وضع خاصّ ايستادن اسب كه بر سه دست و پا تكيه دارد و يكى را سر سم بر زمين ميگذارد كه حال استراحت است براى او . و مادر ترجمه به همين مناسبت « صافنات » را سر كمند بسته معنى كرديم كه در حال آسايش و تكيه بر سه پا است . ابو الفتوح : از قتيبى نقل كرده است كه هر ايستاده را صافن گويند . « أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ » 32 ابو الفتوح : خير بمعنى خيل است كه اسب باشد ، و لام و راء بجاى يكدگر در زبان عرب استعمال مىشود مثل « انهمل » و « انهمر » و اين جمله دو معنى شده است : 1 - بر گزيدم دوستى اسب را بر ياد پروردگار خود . و به اين معنى « احببت » بمعنى « آثرت » خواهد بود و « عن » بمعنى « على » . 2 - دوست داشتم اسب را يك جور دوستى كه بجاى ياد خدا بود . و مقصود از ذكر نماز است . فخر : اين جمله به چند صورت معنى مىشود : 1 - « احببت » جورى معنى شود كه متعدّى به « عن » شود مثل اينكه گفته شود « انبت حبّ الخير » يعنى نايب و جانشين كرديم دوستى اسب را از ياد پروردگارم 2 - بمعنى « الزمت » باشد يعنى از يادآورى حقّ لازم دانستم دوستى اسب را ، و مقصود اين است كه از تورات و دستور و تذكّر آن كتاب لازم دانستم اسب را دوست بدارم كه در تورات هم مثل قرآن نگاهدارى اسب خوب شمرده شده است . 3 - براى كمال محبّت