« فَتَنَّا سُلَيْمانَ - الخ » 34 فخر : يعنى سليمان را آزموديم و مرده روى كرسى او انداختيم . و براى اين آزمايش چند حكايت گفتهاند : 1 - سليمان گفت امشب همه ى همسرانم آبستن شوند و پسر آورند و در راه خدا جهاد كنند ، و انشاء اللَّه نگفت . آن شب هيچكدام باردار نشدند جز يكى كه نيمه فرزندى آورد كه او را روى كرسى او آوردند و در بغل او نهادند . و اين آزمايش و گرفتارى بواسطه ترك انشاء اللَّه بود . 2 - گرفتار بيمارى شد كه روى كرسى خود چون تن بىروح افتاد ، و اين آزمايشى از سوى حق بود 3 - ممكن است براى اندوه بلا يا ترسى چنان ضعيف شد كه مثل مرده روى كرسى خود افتاد و اين بلاى خداوندى بود .
« بِنُصْبٍ وَعَذابٍ » 41 طبرى : عموم قاريها « نصب » با ضمّ نون و سكون صاد خواندهاند ، و ابو جعفر با ضمّ هر دو خوانده است ، و بفتح هر دو نيز از او نقل شده است ، و معنى اين كلمه را متخصّصين در زبان عرب عذاب و شرّ و بلا گفتهاند و مقصود از نصب در اين آيه رنج و بيمارى است و عذاب تلف مال است .
« خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً - الخ » 44 طبرى : چون ايّوب گرفتار شد و مردم او را وا گذاشتند همسرش براى او تلاش روزى ميكرد . روزى شيطان بمردم گفت : اين زن با مردى بيمار سر و كار دارد كه ميان شما ميآيد و ممكن است بيمارى او از اين زن بشما واگير شود . او را راه ندهيد و كومك مكنيد و باز نزد آن زن رفت و با اندوه گفت : شوهر تو سر سختى مىكند و اگر يك كلمه كه من ياد مىدهم بگويد از بيمارى رها مىشود و مال و فرزندش به او بر ميگردد . زن پيغام را به شوهر رساند او خشمگين شد و گفت : اين شيطان بود و دشمن خدا كه تو را گمراه كرد مگر چون خدا نعمت داد مؤمن باشيم و اگر گرفت بايد كافر شويم ؟ سوگند به خدا اگر تن -
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٢٦