تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
درست شدم تو را صد چوب زنم . اين جمله اشاره به اين سوگند ايّوب است كه براى انجام سوگند يك دسته چوب باريك و علف بدست بگير و بهمسر خود بزن تا بسوگند رفتار شود و زن آزار نبيند . مجمع : گفته‌اند : ايّوب از همسر خود ناپسندى ديد و سوگند ياد كرد كه چون بهبود يابد او را صد چوب زند . و گفته‌اند : او پى كارى رفت و دير برگشت و ايّوب خشمگين شد سوگند ياد كرد و اين جمله دستور عمل بسوگند را نقل كرده است . سخن ما : 1 - آغاز سوره به حرف صاد چنين به نظر ميرسد كه براى جلب نظر اعراب و سكوت و گوش فرا دادن آنها به قرآن باشد ، بقرينه ى سوگند و توصيف كافران و جمله هاى پى در پى هر يك با آهنگ مخصوص و صلابتى كه اختيار از شنونده مىگيرد او را سرا پا گوش مىكند و از اوّل تا يازده آيه همگى بيك سبك و يك انسجام كه مينمايد براى اهانت و پست شمردن سر سختى طرف است و به طورى او را محصور كرده و در فشار گذارده كه مجال سخن و معارضه نبوده است و جز گوش دادن و سر خجلت به زير افكندن چاره نداشته است . 2 - از آيت 13 تا 16 تهديد بسبك ديگر است و يادآورى مردم منحرف در گذشته و عاقبت كار آنها و مقايسه ى حال اعراب با آنها . 3 - از آيت هفده فهرستى از سرگذشت پيغمبران پيشين است و امتيازات آنها و رياضت و رهبرىشان كه بتفصيل در سوره هاى گذشته آمده است و ما آنچه ممكن شده است نوشته‌ايم بخصوص در سوره ى 26 بنام شعرا جزء 19 براى سرگذشت داود و سليمان و سخن گفتن كوه و فرمان بردن شيطان از آيت 36 تا 112 كه بتفصيل بحث كرده‌ايم . 4 - در آيات 24 و 34 جمله هاى « وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاه . . . وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ » كه نام فتنه بمعنى گرفتارى و آزمايش بميان آمده شايد علاوه بر معرّفى مقام و شخصيّت آنها يادآورى مردم باشد كه اين مردان ديرين رهبر بشر نه افرادى ساده و آسوده