تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
سر گريه داريم دور و دراز ندانم ز حسرت بود يا ز ناز
از سنگ گريه بين و مگو كان ترشّح است و ز كوه ناله دان و مپندار كان صدا است
« فَصْلَ الْخِطابِ » 20 مجمع : 1 - ابن مسعود و حسن بصرى گفته‌اند : يعنى علم و فهم قضاوت به او داديم . 2 - يعنى شاهد و سوگند . چون دعوى جز با اين دو بانجام نميرسد و حلّ و فصل نميشود و بيشتر مفسّرين همين را گفته‌اند . « الْخَصْمِ » 21 طبرى : اگرچه مقصود بيش از يك نفر است ولى چون از مصدر گرفته شده است و از كلماتى است كه مفرد آن بجاى مثنّى و جمع به كار ميرود به صورت مفرد گفته شده است . مثل شعر لبيد « و خصم يعدّون الدّخول كأنّهم » . « اذ تسوّروا » 21 « اذ دخلوا » 22 طبرى : اهل عربيّت تكرار « اذ » را بيك معنى دانسته مثل « ضربتك اذ دخلت علىّ اذ اجترأت » كه نتيجه ى هر دو يكى است . و ممكن است دوّم بمعنى « لمّا » باشد يعنى از ديوار بالا رفتند چونكه وارد بر او شدند . « لا تشطط » 22 مجمع : با فتح تاء و ضمّ طاء نيز قرائت شده است تا از مصدر مجرّد و بمعنى دورى باشد . « تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً » 23 طبرى : در قرائت ابن مسعود كلمهء « انثى » در آخر اضافه بوده است براى تأكيد . و بعضى گفته‌اند : مقصود از اين نيكوئى و زيبائى است . و كلمه ى « نعجة » كنايه از زن است و عرب اين را بجاى امرأة استعمال مىكند . مجمع : « نعجة » با كسر نون هم قراءت شده است . « و عزّني » 23 طبرى : ابن عبّاس گفته است : يعنى چون سخن ميگفت و ادّعاى خود اظهار ميكرد بيشتر از من بود و چون حمله ميكرد سختتر بود . مجمع : « عزني » بىتشديد نيز خوانده‌اند . مثل ظللت و مسست كه با يك لام و يك سين تلفّظ ميكنند .