تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
و داود و بخاطر بيار آنها را . « سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَه يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْراقِ » 18 كشف : اشراق به معنى طلوع خورشيد است و نور افكنى آن و مقصود نماز ظهر است . ابن عبّاس گفت : من اين آيه را ميخواندم و نميدانستم مقصود چى است تا امّ هانى دختر ابو طالب براى من نقل كرد كه پيغمبر به خانه ى من آمد و آب خواست و وضو گرفت و نماز ظهر خواند و فرمود : اين است صلاة الإشراق ، و تسبيح گفتن كوه و سنگ با داود از غيبى است كه بايد آن را پذيرفت . چون از قدرت خدا دور نيست اگرچه عقل ما به آن نرسد ، و معنى ايمان بغيب همين است . و اين آيت هم اشاره به همين تسبيح است « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه » . پير طريقت گفت : الهى در سر گريستنى دارم دراز ندانم كه از حسرت گريم يا از ناز . گريستن از حسرت بهره ى يتيم است و گريستن شمع بهره ى ناز . از ناز گريستن چون بود اين قصّه اى است دراز . فخر : در مقصود از تسبيح كوه با داود دو احتمال است : 1 - مثل « تَجَلَّى رَبُّه لِلْجَبَلِ » كه بكوه آمادگى تغيير و پذيرش عنايت شود . 2 - آنچه قفّال گفته است : كه خوشى آواز داود چنان بود كه در كوه مىپيچيد و پرنده گوش ميداد كه گويا با او شريك در تسبيح بودند . مجمع : بلخى همين را گفته است كه پيچيدن صداى داود بهنگام خواندن زبور تسبيح ناميده شده است . تبيان : معنى اوّل كه بكوه توانائى شركت با داود داده شده است بهتر است از اين معنى كه بلخى احتمال داده است . « كُلٌّ لَه أَوَّابٌ » 19 طبرى : يعنى همه ى مرغان بفرمان او بودند ، بر - گردان بسوى اطاعت او بودند . سدّى گفته است : يعنى همه براى خدا تسبيح گوى بودند . حسينى نوشته است : بيت :