شدهاند و هزيمت يافته .
« فِرْعَوْنُ ذُو الأَوْتادِ » 12 ابو الفتوح : اين جمله چند جور معنى شده است : 1 - داراى خانه هاى محكم و استوار بود . داراى ملك و حكومت ثابت و بىدغدغه بود . داراى قدرت و شدّت بود . داراى ميخها بود كه مردم را به آن مىبست و عذاب ميكرد . داراى ميخ و ريسمان بازى بود كه بازيگران بر آنها برايش بازى ميكردند و او تماشا ميكرد .
« أُولئِكَ الأَحْزابُ » 13 فخر : اين جمله دو معنى شده است : 1 - اينها كه ياد كرديم كسانى بودند كه تخريب كردهاند و يك دسته شدند در برابر پيغمبرها و ما نابودشان كرديم و بمانند آنها اين اعراب مخالف تو را كه از همان گونه احزاب هستند نابود خواهيم كرد . 2 - كلمه ى احزاب مبالغه ى در شدّت و قوّت است يعنى آنها مردمانى متحزّب و همگير و يك دسته بودهاند و نيرومند و با مقاومت و با همه ى اينها ما نابودشان كرديم تا چه رسد به اين مردم بيچاره ى گرسنه و پابرهنه .
« ما لَها مِنْ فَواقٍ » 15 طبرى : قاريهاى مدينه و بصره و چند نفر از كوفه « فواق » بفتح فاء خواندهاند و عموم كوفيها با صداى جلو خواندهاند . و اين جمله دو معنى شده است : 1 - آن آواز برگشت ندارد و در آن سستى نيست .
2 - بعد از آن آواز براى مشركين به خود آمدن و برگشت به دنيا نخواهد بود .
« عَجِّلْ لَنا قِطَّنا » 16 تبيان شيخ طوسى : اين جمله سه معنى شده است 1 - ابن عبّاس و مجاهد و قتاده گفتهاند : يعنى كافران بريشخند گفتند : آزارى كه مستحقّ هستيم زود برسان . 2 - سدّى گفته است : يعنى آن خوشيها كه وعده ميدهى زود برسان تا سخن تو را بپذيريم 3 - سدّى گفته است : يعنى آن خوشيها كه وعده 3 - بمسخره گفتند : آن نامه ى عمل ما كه بقيامت بدست ما ميدهند هم اكنون بدهيد تا به بينيم .
« وَاذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ » 17 طبرى : يعنى بر بدرفتارى كافران صبر كن كه تو را آزمايش ميكنيم و بر آنها چيره ميكنيم چنان كه با پيغمبران دگر كرديم مثل ايّوب
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣١٨