غضبناك شد و فرار كرد . 2 - او شكيبائى نكرد با اينكه بايد براى مردمش دعا ميكرد و فرار كرد . و اين دو جهت درست نيست چون پيغمبر خلاف وظيفه نميكند . 3 - چون به او گفته بودند مردم نافرمان گرفتار خواهند شد او براى ايشان دعا نكرد به گمان اينكه ناچار گرفتارى خواهد رسيد ، و او فرار كرد با اينكه بايد صبر ميكرد و دعا ميكرد و اين كار او نافرمانى نبود ولى موجب پشيمانى او شد . 4 - يونس بمردم وعده كرده بود كه گرفتار خواهند شد چون گرفتارى بر - سرشان نيامد و دير شد او فرار كرد .
ابو الفتوح : عبد اللَّه عبّاس گفت : يونس بمردمش وعده ى عذاب داد و فرار كرد ولى آنها مؤمن شدند و گرفتار نشدند او كه از ايمان شان خبر نداشت از نرسيدن عذاب خشمناك شد و از خجالت ميان مردم نرفت و فرار كرد و بكشتى نشست .
« فَساهَمَ - الخ » 141 طبرى : قتاده گفت : كشتى گير كرد و نرفت و مردم دانستند كه پيش آمدى شده است و كسى كارى كرده است كه چنين شده است براى كشف حقيقت قرعه زدند بنام يونس در آمد دانستند كه گرفتارى و ماندن كشتى از او است .
« وَهُوَ مُلِيمٌ » 142 ابو الفتوح : يعنى او مستحقّ ملامت بود .
مجمع : يعنى مستحقّ ملامت بود ، و اين ملامت از روى عتاب و باز خواست بود نه براى عذاب و مجازات بر ترك فرمان چون بدون فرمان حقّ از ميان مردم فرار كرد . و اين ترك اولى است نه معصيت .
« مِنَ الْمُسَبِّحِينَ » 143 مجمع : قتاده گفته است : يعنى با اميدوارى از دسته ى نماز گزاران بود . سعيد جبير گفته است : يعنى اين جمله را مىگفت « لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ » .
كشف نوشته : هرچند كه از روى ظاهر شكم ماهى بلاى يونس بود امّا از روى باطن خلوتگاه وى بود . ميخواست تا بىزحمت اغيار با دوست رازى گويد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٤