تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
جاى قربانى مكّه بوده است يا بيت المقدّس . « إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ » 102 كشف : قصّه ى قربانى اين بوده است كه چون بابراهيم در سر پيرى وعده ى فرزند دادند او نذر كرد كه او را براى خدا قربانى كند « 1 » و چون فاصله شد نذر خود فراموش كرد . شبى كه بمكّه براى ديدن اسماعيل رفته بود خسته بود خوابيد بخواب ديد كه به او گفتند به نذر خود وفا كن . آن روز در انديشه بود كه اين خواب از شيطان است يا رحمان از اين جهت آن را روز « ترويه » يعنى ترديد و دو دلى ناميدند كه هشتم ذيحجّه است باز شب ديگر همان خواب ديد و دانست كه دستور حقّ است و از اين روى روز نهم را عرفه ناميدند كه عارف بوظيفه ى خود شده است . امام فخر : ميان معتزله و اشاعره اختلاف است كه خواب ابراهيم دستور بسر بريدن فرزندش بوده است يا همان مقدّمات كار از خواباندن و دست و پا بستن و كارد بگلو كشيدن مطلوب بوده است و از هر دسته دليلها بر نظر خودشان نقل كرده است . « ما ذا تَرى » 102 مجمع : با فتح تاء و راء خوانده‌اند يعنى چه نظرى در اين كار دارى ؟ و با ضمّ تاء و كسر راء از مصدر ارائه قراءت شده است يعنى چه نظرى اظهار ميدارى ؟ « فَلَمَّا أَسْلَما » 103 مجمع : « سلَّما » بدون همزه و با تشديد لام قراءت شده است و در نتيجه ى معنى تفاوت نيست . « فَدَيْناه بِذِبْحٍ عَظِيمٍ » 107 نيشابورى : فداء يعنى چيزى را براى جلوگير زيان از ديگرى بجاى آن گذاردن ، و ذبح بكسر ذال اسم آن حيوان سر بريده شده است يعنى مذبوح ، و عظيم بمعنى فربه و گنده كه از ديگر همانندان برتر
هامش
( 1 ) اين كلام نادرست مينمايد ، چه يكى از امتيازات انبياء عليهم السلام عقل كامل آنها است و هرگز شخص عاقل چنين نذرى در چنين موقعيّتى كه از دارا بودن فرزند تا سنّ پيرى محروم بوده نخواهد كرد ، تا چه رسد به پيامبرى چون ابراهيم ( ع ) . ( مصحّح )