بى نياز است ، و هم بمعنى ربّ و صاحب است مثل بعل هذا الدّار يعنى ربّ و صاحب خانه ، و در كلمه ى « ربّ » بجمله ى « رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبائِكُمُ » اختلاف قراءت است كه هر دو با صداى جلو و رفع خوانده شده است تا « أَحْسَنَ الْخالِقِينَ » جمله اى تمام باشد و « اللَّه » آغاز جمله ى جدا باشد ، و با صداى بالاى ياء خواندهاند تا مفعول فعل جلو باشد كه جمله ى « تذرون » در آيت جلو است .
« سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ » 130 مجمع : ابن عامر و نافع آل ياسين خواندهاند كه با دو كلمه ى آل و ياسين باشد و ديگران با صداى زير همزه و لام بىصدا به صورت يك كلمه خواندهاند . و زجّاج گفته است : اين كلمه كه وصل خوانده شود جمع الياس است كه خود الياس با پيروانش به صورت جمع با اين تلفّظ گفته شده است كه او و پيروانش را سلام فرا گيرد ، و همچنين هر كلمه با آنچه وابسته به او است به صورت جمع تلفّظ ميكنند مثل بني مسمع و بنى مهلب را ميگويند مهالبه و مسامعه به صورت جمع يعنى فرزندان مسمع و مهلب . و يك وجه ديگر در اين كلمه ممكن است كه الياس و الياسين دو كلمه ى همانند باشند مثل ميكال و ميكائيل و آنها كه اين كلمه را جدا تلفّظ كردهاند به اين جهت بوده است كه در قرآنها جدا نوشته بوده است و مقصود كلمه ى آل بوده است كه چون مصغّرش كنند اهيل مىشود . ابن عبّاس گفته است آل ياسين آل محمّد است و ياسين اسم پيغمبر است ، و بعضى گفتهاند يس اسم سوره است و چنان است كه گفته شده است : سلام بر آنكه مؤمن بكتاب خدا شده است كه نامش ياسين است .
طبرى : بعضى قاريها همزه را ساقط كردهاند و « سلام على الياسين » خواندهاند كه « ال » حرف تعريف باشد و ياسين اسم باشد .
ابو الفتوح : در مصحف عبد اللَّه مسعود چنين بوده است « و انّ ادريس لمن المرسلين سلام على آل ادراسين » .
« أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ » 140 فخر : يعنى فرار كرد بسوى كشتى و در مقصود از اين جمله اختلاف است : 1 - او مأمور بود نزد بنى اسرائيل برود
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٣