روش رهبرى آنها ، بحقيقت پيغمبر آشنا و مؤمن شوند و هم از رفتار و عاقبت ملَّتهاى آنها پند بگيرند و به راه راست روند . چهارم - شايد براى دلدارى پيغمبر هم باشد كه از سر سلسله ى پيغمبران كه نوح بوده تا به ديگران همگى رنج نادانى مردم را بر خود هموار كردهاند تا بنتيجه رسيدهاند .
2 - آيت 83 « وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِه - الخ » ميفهماند كه رهبرى پيغمبران يك حقيقتى است كه همگى بدنبال آن ميروند ، و هر كدام كه احكام و آداب بجور ديگر يا بيشتر ميآورند نه از روى اختلاف آنها است بلكه براى اختلاف مردم و روزگار است . پس هرگز مسلمان و مسيحى و يهود با يكدگر اختلاف ندارند و همگى پيرو پيغمبرانند كه آنها بشر را به يك حقيقت راهنما بودند و همگى يك هدف داشتند كه توحيد و معاد باشد .
3 - آيت 102 جمله ى « يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ - الخ » شايد اينطور باشد كه چون گوسفند سرمايه ى زندگى و خوراك و پوشاك مردم بوده است گذشت از آن و قربانى كردن بزرگترين نشانه ى بندگى بوده است چنان كه در تورات دستور قربانى بسيار يادآورى شده است . و شايد حضرت خليل تا آن موقع به مقام پيغمبرى نرسيده و فكر ميكرده است چون قربانى به پيشگاه حقّ ارزش دارد پس سر بريدن فرزند بالاترين خلوص و بندگى خواهد بود و همين انديشه در خواب براى او به صورت عمل نمايش داده شده است از اين روى به فرزند خود گفت بخواب ديدم كه تو را سر بريدم ولى چون دستور به اين كار نداشته و براى كمال معنوى خود دست به اين كار زده است به او خطاب شده است « صَدَّقْتَ الرُّؤْيا » يعنى كار خود را انجام دادى كه اظهار خلوص نيّت و گذشت باشد و گوسفندى به او نشان دادند تا بفهمد كمال گذشت ، قربانى گوسفند است چنان كه نقل كرديم بز كوهى از كوه پائين آمد و او دانست و سر بريد ، و شايد معنى « فَدَيْناه بِذِبْحٍ عَظِيمٍ » همين باشد كه كار عظيم و مهمّى بود آمدن بز از كوه كه حقيقت وظيفه ى ابراهيم و ديگر مردم را نشان داد ، و شايد آخرين رياضت و سير و سلوك
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 307
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٠٧