تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
نموده شود . و در معنى اين جمله اختلاف است : 1 - ابن عبّاس گفته : گوسفندى بوده است كه هابيل پسر آدم براى قربانى داد و قبول شد و تحويل بهشت داده شد و در آنجا ميچريد تا براى قربانى اسماعيل آوردند . 2 - حسن بصرى گفته است : بز كوهى بوده است كه از كوه هاى مكّه بنام ثبير پائين آمد نزد ابراهيم « 1 » 3 - سدّى گفته است : آوازى بلند شد : اى ابراهيم او نگاه كرد ديد گوسفندى پشم بريده و تميز از كوه به زير آمد و نزد ابراهيم ايستاد ، او فرزند خود را رها كرد و آن گوسفند را سر بريد . و اين است معنى « فَدَيْناه بِذِبْحٍ » . و توصيف بعظيم دو معنى شده است : 1 - چون عوض قربانى اسماعيل فرزند خليل اللَّه پذيرفته شده است توصيف بعظيم شده است . 2 - چون اثر اين قربانى تا قيامت باقى است و هر كس قربانى بكند به پيروى از اين كار است و در هر سالى چندان قربانى ميكنند كه جز خداوند كس شماره ى آنها را نميداند از اين روى توصيف به عظيم شده است . « وَإِنَّ إِلْياسَ » 123 طبرى : الياس پسر ياسين پسر فنحاص پسر عيزار پسر هارون پسر عمران است . قتاده گفته است : الياس همان ادريس است . « أتَدْعُونَ بَعْلًا » 125 طبرى : در معنى بعل اختلاف است : 1 - قتاده گفته است بلغت مردم يمن بمعنى خدا و پروردگار است يعنى چرا پروردگارى غير خداوند مىپرستيد ؟ 2 - ابن زيد گفته است : مردم شهر بعلبك كه از شهر - هاى دمشق است بتى داشته‌اند بنام بعل . 3 - ابن اسحاق گفته است : از بعضى اهل علم شنيدم كه بعل زنى بوده است كه او را مىپرستيدند . و كلمه ى « بعل » در عرب بمعنى شوهر و درخت و زراعت كه به آب آسمان است و از آبيارى
هامش
( 1 ) بنابر قول حسن بصرى آمدن حيوان خرق عادت نبود و امّا قول ابن عبّاس كه آن گوسفند قربانى هابيل بود بسيار بعيد است ، زيرا گوسفندى كه يك بار بدست هابيل قربانى شده ، دوباره قربانى شود ، چندان لطفى ندارد . و چون اين مطالب از معصوم ( ع ) نرسيده ، باور كردنش مشكل و بسا دليل بر نارسائى عقل است . ( مصحّح )