« وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِه - الخ » 83 طبرى : مجاهد گفته است : يعنى ابراهيم بر راه و روش نوح بود .
مجمع : گفتهاند : يعنى ابراهيم از شيعه ى محمّد بود . ابو بصير گفت :
امام باقر ( ع ) فرمود : خوش باد بر تو كه شيعه ات مينامند . عرض كردم : مردم ما را به اين نام سرزنش ميكنند . فرمود : مگر اين آيه را نشنيده اى « وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِه - الخ » .
« بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » 84 ابو الفتوح : هشام بن عروه گفت : پدرم به من سفارش كرد كه هرگز كسى را لعنت مكن كه ابراهيم كسى را لعنت نكرد و از اين رو است كه در قرآن او را به اين جمله توصيف كرده است « إِذْ جاءَ رَبَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » .
« فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ » 89 « فَتَوَلَّوْا عَنْه مُدْبِرِينَ » 90 طبرى : نقل كردهاند كه مردم معاشرين ابراهيم با ستاره شناسى سر و كار داشتند ابراهيم ستاره اى ديد كه نمودار شد سر خود را با شالى يا دستمالى ببست و گفت من به بيمارى طاعون گرفتار ميشوم و آن مردم از ترس واگيرى اين بيمارى فرار ميكردند ، و غرض ابراهيم اين بود كه آنها او را تنها به بتخانه رها كنند تا آنها را بشكند . و ابن زيد گفته است : چون او بستاره نگاه كرد گفت : هر وقت اين ستاره نمودار شود من مريض ميشوم .
« ضَرْباً بِالْيَمِينِ » 93 « فَأَقْبَلُوا إِلَيْه يَزِفُّونَ » 94 مجمع : بجاى ضربا صفعا خواندهاند يعنى : پس گردن زدن و « يزفون » با تخفيف خواندهاند .
« إِنِّي ذاهِبٌ » - الخ « 99 طبرى : يعنى مهاجرت ميكنم بسرزمين مقدّس براى عبادت خدا . قتاده گفته است : يعنى به عمل و دل و نيّت خود ميروم .
كشف نوشته : گفتهاند ابراهيم اين سخن آنگه گفت كه او را به آتش مىفكندند گفت : من بر خداى خويش ميروم او خود راه نجات و كفايت به من بنمايد و گفتهاند :
يعنى من فراسر قضا و حكم اللَّه ميروم . چنان كه قضا كرده و حكم رانده ، بر من رود . و گفتهاند : اين سخن آنگه گفت كه از آتش خلاص يافت همان است كه آنجا
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٩٩