ابو الفتوح : يعنى از سوى حقّ به اين مردم بهشتى بگويند : ميخواهيد به دوزخ بنگريد . و بقرائت سكون و تخفيف طاء معنى اين است كه آنمرد بهشتى ميگويد : آيا مرا از حال آن دوست خبردار ميكنيد ؟ و آنها او را مطَّلع كنند و او ببيند .
« أفَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ » - الخ 58 كشف : در اين جمله سه احتمال است :
1 - سخن بهشتيان است با ملائكه يعنى از ملائكه ميپرسند : آيا ديگر ما نخواهيم مرد ؟ پاسخ ميدهند : مرگى نيست . آنها ميگويند البتّه بهره ى بزرگ همين است تا آخر . 2 - ممكن است تمام هر سه آيه سخن مؤمنين بهشتى باشد با يكدگر از شادى و خوشى . 3 - ممكن است سخن آن گوينده ى بهشتى باشد بدوست دوزخى خود براى سرزنش او كه مرگ و گرفتارى را منكر بودى و ميبينى و اينكه من دارم برترين بهره است .
« وَما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ » 59 روح البيان : اين آيه اشاره است كه مرگ اوّلى و ارادى از صفات نفسانى حيوانى بدنبالش زندگى روحانى ربّانى است كه هرگز مرگ ندارد . بلكه مؤمن و مرده ى به اين مرگ از خانه ى به خانه ى ديگر منتقل ، مىشود بجوار حقّ و به آتش هجران و عذاب حرمان گرفتار نميشود .
هر كه فانى شد از ارادت خويش
زندگى يافت او ز مهجت خويش
از عذاب و ألم مسلَّم گشت
در جوار خدا منعّم گشت
« لِمِثْلِ هذا » - الخ 61 مجمع : اين سخن بهشتيان است يعنى هر كس بايد كارى كند كه چنين بهره برد . و بعضى گفتهاند : از سخن حقّ است يعنى براى اين خوشيها كه شمرديم بايد كار كنند و مقصود از « لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ - تا - بَيْضٌ مَكْنُونٌ » است .
كشف نوشته : اگر مؤمنان را سزا است كه بر اميد ناز و نعم بهشت و ديدار غلمان و ولدان گويند « لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ » پس عارفان سزاترند كه بر اميد ديدار جلال احديّت و يافت حقايق قربت و تباشير وصلت ديده و دل فدا