گفته است يعنى از سوى دين و حقّ نزد ما ميآمديد و چنين مينموديد كه آنچه ميگوئيد دين است و حقّ چون يمين بمعنى حقّ است .
« فَأَغْوَيْناكُمْ » - الخ 32 حسينى نوشته : در مثل است كه خرمن سوخته هم خرمن ميطلبد : بيت :
من مستم و خواهم كه تو هم مست شوى
تا همچو منى سوخته از دست شوى
[ « يُطافُ عَلَيْهِمْ بِكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ » 45 ابو الفتوح : يعنى از خمر پاكيزه و اين در وصف آب نيز استعمال كنند ، امّا اشتقاق او روا بود كه وزن او فعيل بود من المعن و هو الماء الشّديد الجري آبى باشد كه نيك رود من امعن في الامر اذا بالغ فيه ، و روا بود كه وزن او مفعول باشد من عان اذا رأى بالعين .
« بَيْضاءَ » 46 خمرى سفيد باشد و سفيد شريف ترين لونهاست « لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ » لذّتى و راحتى باشد اين خمر خورندگان را ، بعضى گفتند « بيضاء » صفت كأس است و قول اوّل بهتر است .
« لا فِيها غَوْلٌ » 47 ابو الفتوح يعنى در آن فساد عقل نباشد ] .
« وَلا هُمْ عَنْها يُنْزَفُونَ » 47 مجمع : با فتح و كسر زاى قرائت شده است . ابو علىّ گفته است : « انزف » دو معنى دارد : 1 - يعنى مست شد 2 - يعنى شرابش تمام شد . پس اگر بكسر زاى خوانده شود ممكن است معنى چنين باشد شرابشان تمام نميشود يا مست نميشوند . و اگر بفتح خوانده شود يعنى منزوف و مست شده نخواهند بود .
« قاصِراتُ الطَّرْفِ عِينٌ » 48 ابو الفتوح : يعنى حوريه ها كه نصيب است چشم از ديگران دوختهاند و بكس ننگريستهاند و مردى نديدهاند و معنى « عين » چشم فراخان است و مفرد آن « عيناء » است با همزه ى آخر بمعنى زن درشت چشم .
« كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ » 49 طبرى : در مقصود از اين جمله اختلاف است :
1 - سعيد بن جبير گفته است : يعنى مانند بخش درونى پرده ى تخم مرغ هستند