« بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ » 6 مجمع : عاصم و حمزه با تنوين « زينة » و جرّ كواكب و ابو بكر كواكب را با نصب خوانده است كه بقرائت اوّل كواكب بدل است و معنى چنين مىشود بآرايشى كه ستاره است و بقراءت نصب كواكب معمول مصدر است و معنى چنين است بآرايش ستارگان .
« لا يَسَّمَّعُونَ » - الخ 8 مجمع : با تشديد سين و ميم و تخفيف هر دو قراءت شده است ، و مقصود اين است كه چون شياطين بكلام ملائكه گوش ميدادند و در دل كاهنان و غيبگويان وسوسه ميكردند تا آنها گمان برند كه غيب ميدانند از اينروى آنها را از هر سوى ميرانند كه نتوانند بسخن ملائكه گوش فرا دهند .
تأويلات كاشانى : « السَّماءَ الدُّنْيا » يعنى عقل كه آسمان روحانى است و نزديكتر بقلب است از اين جهت توصيف بسماء الدّنيا شده است و كواكب دليل و برهان است و شيطان مازاد اوهام خيالات فاسد است و ملاء أعلى روحانيّات و ملكوت آسمانى است و « خَطِفَ الْخَطْفَةَ » آميختن اوهام باطله است به صورت حقّ و نورانى كه از كلمات حقّه ى ملكى استفاده كرده است و « شِهابٌ ثاقِبٌ » ادلَّه ى واضحه است و نور قدسى ، و نتيجه ى تأويل اين است عقل نظرى آدميرا بچراغ برهان و ستاره ى استدلال آراستيم تا شيطان وهم و خيال باطل را از خود دور كند و اگر باطلى به صورت حقّ نمايانده شد و اوهام در زير پرده ى حقّ پوشانده شد برهان عقلى اشراق نور قدسى آن اوهام را نابود مىكند .
« بَلْ عَجِبْتَ » 12 ابو الفتوح : بضمّ تاء به صورت متكلَّم قراءت عبد اللَّه مسعود است و بمعنى تعجّب خداوند است و مقصود شدّت انكار است از فكر و سخن كافران . و ديگر قاريها با فتح خواندهاند يعنى تو اى پيغمبر از سرسختى اينها تعجّب ميكنى .
« فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ » 19 مجمع : يعنى مينگرند به آن رستاخيز كه منكرش بودند و بعضى گفتهاند : يعنى منتظر عذاب ميشوند و مينگرند كه كى برسد .
فخر : يعنى بيكدگر مىنگرند يا نگاه ميكنند كه چه بر سرشان ميآيد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٨٤