تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
50 آنگاه با يكدگر از هر درى سخن گويند و يكى زان ميان گويد : 51 مرا به دنيا دوستى بود كه 52 سرزنشم ميكرد : چون تو راست ميشمارى كه 53 پس از مردن كه استخوان و خاك شديم مجازاتمان كنند ؟ 54 اكنون خواهيد كه از او خبر دار باشيد 55 خود گردن ميكشد و آن دوست خود را در دل آتش بيند 56 و گويد : به خدا سوگند چيزى نمانده بود كه مرا چون خود بدوزخ فرستى 57 و اگر نه رحمت حقّ فراگيرم شد چون شما آماده ى آنجا بودم 58 [ تو چگونه ميگفتى ] ما را مرگ و گرفتارى جز همان نوبت اوّل نيست 59 و گرفتار نميشويم . [ پس آنچه تو بينى سزاى تو است ] 60 و البتّه اينكه من در آنم بزرگ بهره اى است كه 61 بايد هر كه هر چه كند براى چنين سودى كند [ اكنون شما مردم بسنجيد كه ] 62 آيا آن پذيرائى بهشتى بهتر است با درخت زقّوم كه 63 براى گرفتارى ستمكاران درستش كرده ايم 64 چه او از كف جهنّم بدر آيد 65 و ميوه اش چون سر ديوى بود و البتّه 66 دوزخيان را چندان از آن بخورانند كه شكمهاشان برآيد 67 و بر زير آن آميخته به آب داغ دوزخ شراب شان باشد 68 وز آن پس بآتشى فروزان بازگشت - شان بود [ بسزاى آنكه ] 69 پدران گمراه خود ديدند 70 و بدنبال شان شتاب كردند 71 و البتّه بيشتر مردم پيش از آنها هم گمراه بودند 72 و براى شان پيغمبران بيم آور فرستاديم 73 پس تو بنگر 74 جز بندگان پاكدل آخر كار بيم دادگان چه شد . سخن مفسّرين : كشف : اين سوره همگى بمكّه نازل شده است و صد و هشتاد و دو آيه است ، ناسخ و منسوخ . ابن حزم : همگى اين سوره از محكمات است و نسخى در آن نيست جز چهار آيه « فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ - وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ » و نيز « وَتَوَلَّ عَنْهُمْ 178 و 179 . « وَالصَّافَّاتِ » 1 طبرى : سوگندى است از خداوند بملائكه كه در آسمان به پيشگاه پروردگار خود صف كشيده‌اند . و مقصود از « فَالزَّاجِراتِ زَجْراً » 2 نيز ملائكه است كه ابرها را بأطراف ميرانند . و قتاده گفته است : زاجرات آيات قرآن