50 آنگاه با يكدگر از هر درى سخن گويند و يكى زان ميان گويد :
51 مرا به دنيا دوستى بود كه
52 سرزنشم ميكرد : چون تو راست ميشمارى كه
53 پس از مردن كه استخوان و خاك شديم مجازاتمان كنند ؟
54 اكنون خواهيد كه از او خبر دار باشيد
55 خود گردن ميكشد و آن دوست خود را در دل آتش بيند
56 و گويد :
به خدا سوگند چيزى نمانده بود كه مرا چون خود بدوزخ فرستى
57 و اگر نه رحمت حقّ فراگيرم شد چون شما آماده ى آنجا بودم
58 [ تو چگونه ميگفتى ] ما را مرگ و گرفتارى جز همان نوبت اوّل نيست
59 و گرفتار نميشويم . [ پس آنچه تو بينى سزاى تو است ]
60 و البتّه اينكه من در آنم بزرگ بهره اى است كه
61 بايد هر كه هر چه كند براى چنين سودى كند [ اكنون شما مردم بسنجيد كه ]
62 آيا آن پذيرائى بهشتى بهتر است با درخت زقّوم كه
63 براى گرفتارى ستمكاران درستش كرده ايم
64 چه او از كف جهنّم بدر آيد
65 و ميوه اش چون سر ديوى بود و البتّه
66 دوزخيان را چندان از آن بخورانند كه شكمهاشان برآيد
67 و بر زير آن آميخته به آب داغ دوزخ شراب شان باشد
68 وز آن پس بآتشى فروزان بازگشت - شان بود [ بسزاى آنكه ]
69 پدران گمراه خود ديدند
70 و بدنبال شان شتاب كردند
71 و البتّه بيشتر مردم پيش از آنها هم گمراه بودند
72 و براى شان پيغمبران بيم آور فرستاديم
73 پس تو بنگر
74 جز بندگان پاكدل آخر كار بيم دادگان چه شد .
سخن مفسّرين : كشف : اين سوره همگى بمكّه نازل شده است و صد و هشتاد و دو آيه است ، ناسخ و منسوخ . ابن حزم : همگى اين سوره از محكمات است و نسخى در آن نيست جز چهار آيه « فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ - وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ » و نيز « وَتَوَلَّ عَنْهُمْ 178 و 179 .
« وَالصَّافَّاتِ » 1 طبرى : سوگندى است از خداوند بملائكه كه در آسمان به پيشگاه پروردگار خود صف كشيدهاند . و مقصود از « فَالزَّاجِراتِ زَجْراً » 2 نيز ملائكه است كه ابرها را بأطراف ميرانند . و قتاده گفته است : زاجرات آيات قرآن
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٨٢