تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
مرديم و استخوان و خاك بوديم باز ما را از جاى بلند كنند 17 يا پدران در گذشته ما را ؟ اى پيغمبر 18 تو بگو : بلى ، بخوارى شما را برانگيزند 19 و آن بيك آواز سخت است و آنها چشم بانتظار آسودگيند و نگران به اين پيش آمد ناگهانى 20 و گويند : اى واى كه اكنون روز جزا است 21 [ و بشنوند : ] امروز هنگام جدائى درست و نادرست است كه شما دروغش ميشمرديد 22 [ آنگاه فرمان رسد ] : ستم - كاران را با جفت و همكارشان با آنچه پرستيدند بيكجا فراهم كنيد 23 و پس به آتش رهبرى شان كنيد 24 و بجلو آتش نگاه شان داريد كه مسئولند 25 [ و گوئيد ] چرا يكدگر را يارى نميكنيد ؟ 26 بلى امروز همگىشان سرسپرده‌اند و تسليم 27 و روى پرسش بيكدگر آرند 28 و گويند : شما بخير خواهى ما آمديد [ پس براى ما چه كرديد ؟ و آن رهبرانشان ] 29 گويند : [ نه ما تقصير كار بوديم ] بلكه شما ايمان نداشتيد 30 چه ما بر شما سلطنت و برترى نداشتيم كه شما سركش و نافرمان بوديد 31 و اكنون سرنوشت پروردگار ما بر ما نمودار شد كه همگى عذاب بچشيم 32 و ما خود گمراه بوديم و شما را [ هم كه ايمان نداشتيد ] گمراه تان كرديم 33 پس بچنين روز همگى شريك در عذابند 34 كه ما با بدكاران چنين كنيم 35 زيرا چون بايشان ميگفتند : خدا يك است و بس ، آنها بزرگى خود نمودار ميكردند 36 و ميگفتند : مگر شود بخاطر شاعرى ديوانه دست از خدايان خود بداريم ؟ 37 ولى نه چنين است بلكه حقّ و حقيقت آورده است و پيغمبران را درست شمرده است 38 و شما بايستى عذابى سخت بچشيد 39 و جز آنچه كرده‌ايد سزا نبينيد 40 و فقطَّ بندگان خالص خدا آسوده ز آزارند 41 و چنين كسان روزى معيّن دارند 42 كه ميوه ها است با احترام و بزرگوارى 43 به ميان بهشتان پر ناز و نعمت 44 و دوستان بر تختها برابر يكدگر نشسته 45 و جامهاى آب صاف خوشگوار 46 براى هر كه بنوشد بدست او ميرسد كه 47 نه در آن رنج و آزار است و نه تمامى و گزندى دارد 48 و در جلو خود زنها دارند با چشمان درشت شهلا كه به مردى دگر نظر ندارند 49 و سفيدند چون تخم مرغ دستنخورده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 281 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )