1 - اين كافران چون لشكرى براى بتها هستند كه بحضورشان ميروند و اگر كسى به آنها بد بگويد غضبناك ميشوند . 2 - مقصود بعالم ديگر است كه بتها را با بت - پرستان كه چون لشكرى براى آنها هستند در آتش فراهم ميكنند .
« وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا » - الخ 78 طبرى : در مقصود از آنكه مثل آورده اختلاف است : 1 - قتاده گفته است : ابيّ بن خلف با استخوانى نزد پيغمبر آمد و آن را نرم كرد و بباد داد و گفت : اى محمّد كى دوباره به اين جان ميدهد ؟ فرمود :
خدا آن را زنده و مرده مىكند و تو را بجهنّم ميبرد ، و در جنگ احد او را كشت .
2 - سعيد جبير گفت عاص بن وائل سهمى اين سخن را گفت و بجوابش فرمود : بلى خدا اين را زنده مىكند و تو را ميبرد و باز زنده مىكند و بجهنّم ميبرد .
3 - ديگران گفتهاند : عبد اللَّه بن ابيّ اين را گفت و آيه براى اين سخن آنها نازل شد .
« مِنَ الشَّجَرِ الأَخْضَرِ ناراً » 80 مجمع : مقصود دو چوب است كه اعراب از آن آتش براى خود ميافروختند بنام مرخ و عفار .
كشف : ابن عبّاس گفته است : هر كس بخواهد آتش بيفروزد دو شاخه از آنها به شكل كارد ميتراشد و با اينكه تازه هستند و از آنها آب ميچكد مرخ را كه نر حساب ميكنند بعفار كه ماده اش ميشمارند ميمالد آتش بيرون مىشود . و عرب ميگويد : « في كلّ شجر نار و استمجد المرخ العفار » .
مجمع : كلبيّ گفته است : در هر درختى آتش هست ، و ميتوان از آن استفاده ى آتش كرد بجز درخت عنّاب .
طنطاوى : اوّلين بار كه تاريخ آن معلوم نيست آدمى از مالش سخت دو پاره ى چوب بيكدگر جرقه اى ديد و از آن براى گرمى و روشنى استفاده كرد ، و هنوز هم در جزاير اقيانوس كبير مردمى هستند كه همان ابزار را براى آتش افروختن به كار مىبرند و در ص 229 مجلَّد هفدهم تفسيرش شكلى نشان ميدهد كه شش نفر مرد درشت اندام و توانا چوبى بزرگ بر دوش دارند كه مدّتى آن را
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٧٣