نقل شده است : شنيدم از عايشه پرسيدند : آيا پيغمبر در سخن خود از شعر شاهد و مثال ميآورد ؟ او گفت بدترين سخنان نزد آن حضرت شعر بود و به هيچ شعر مثل نياورد مگر به اين شعر طرفه از بنى قيس :
ستبدي لك الأيّام ما كنت جاهلا
و يأتيك بالأخبار من لم تزوّد
يعنى : آن را كه ندانى روزگار به تو نشان ميدهد و از آنكه بهره نبردى خبرش به تو خواهد رسيد كه آن را چنين ميخواند « و يأتيك من لم تزوّد بالأخبار » ابو بكر عرض كرد شعر چنين است « و يأتيك بالأخبار » - الخ فرمود : « ما علَّمت الشّعر و ما ينبغي لي » يعنى به من شعر نياموختهاند و آن شايسته ى من نيست .
نيشابورى : يعنى براى پيغمبر شعر گفتن فراهم نميشود و اين دو شعر از آن حضرت نقل شده است :
انا النّبيّ لا كذب
انا ابن عبد المطَّلب
و هل انت الَّا اصبع دميت
و في سبيل اللَّه ما لقيت
و اتّفاقا اينها بر زبان آن حضرت آمده است نه به قصد وزن و قافيه ى معيّن بوده است .
« لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا » 70 مجمع در اين آيات كلمات « مكانتهم » « مكاناتهم » به صورت جمع خوانده شده است . و « ننكّسه » بر وزن مجرّد و مزيد كه براى معنى زيادى است خوانده شده است . و « ينذر » به صيغه ى خطاب خوانده شده است يعنى تو اى پيغمبر بترسانى ، و به صيغه ى غايب خواندهاند يعنى خدايا قرآن بيم دهد و بترساند . و مقصود از « حيّا » شخص مؤمن است و از عليّ عليه السّلام نقل است : يعنى آن را كه خردمند است . و از قتاده نقل است : يعنى آن را كه بدل و بينائى زنده است .
« مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينا » 71 مجمع : اگر ما اين گونه سخن بگوئيم ميفهماند كه خود به تنهائى كردهايم و كس كومك نكرده است .
« هُمْ لَهُمْ جُنْدٌ مُحْضَرُونَ » 75 كشف : اين جمله دو معنى شده است :