خيال و اميال مولود از عادت و تربيت بد آنها بشود . پس آنكه پيغمبر است و هادى بشر ممكن نيست شعر بگويد و خيالبافى كند . « 1 »
2 - آيت 70 جمله ى « لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا » ميفهماند تعليم و تربيت آمادگى لازم دارد و ما مردم كه فرد و اجتماع و دولتمان دم از فرهنگ و دين و آموزش و پرورش مىزنيم در قرآن انديشه نميكنيم و چنان كه همه جا گفته است « أفَلا تَعْقِلُونَ و أفَلا تَتَفَكَّرُونَ » و وادار كرده بانديشه ، و دقّت در گفته هاى قرآن و مصالح زندگى هرگز فكر نميكنيم كه بايد ما كه خود را پيرو قرآن ميدانيم براى كارهاى زندگى تأمّلى در آن كنيم تا شايد راهى از آن براى مشكلات زندگى بيابيم . و قرنها متخصّصين در دين و قرآن در قسمت احكام جز يادآورى « أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ ، و فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ ، و فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ » كار ديگر نكردند و از قرآن بهره لايق نبردند . و فرمان روايان ما نيز جز خواسته - هاى خود را كه رسم ارباب قدرت است در نظر نگرفتند و اگر به خيال خود خواستند كارى مفيد براى مردم بكنند دست بدامان مستشارهاى خارجى شدند و آنچه خود داشتند از بيگانه توقّع كردند و آن را هم آنچه بسود خود ديدند به كار بردند ، و هنوز هم هيچ يكشان به خود نيامدهاند كه از اين جمله و اين آيه و عمل پيغمبر پايگاه آموزش و پرورش استوار كنند . يا اينكه معنى كلمه « حيّا » چنان كه از عليّ عليه السّلام نقل شد عقل و فكر درست است پس قرآن براى تربيت كسى است كه فكر درست دارد و البتّه غير از آنكه سفيه و بىخرد است و هيچگونه توان سنجش ندارد همگى عاقل هستند و مشمول كلمه ى « حيّا » با اين تفاوت كه
هامش
( 1 ) شعر غالبا تحريك احساسات مىكند چون داراى وزن و قافيه خاصّ است و نوعى موسيقى است كه تا حدّى اعصاب را تحت تأثير قرار ميدهد و مجال تفكّر و تعقّل را از شخص شنونده مىگيرد ، و انبياء براى تحريك عقول مبعوث شدهاند نه تحريك احساسات ، و نيز بايد دانست كه مخالفين پيغمبر مىگفتند قرآن شعر است و پيغمبر شاعر و وحى معنى ندارد و خيالات خود اوست كه نامش را وحى نهاده است و آيه در ردّ آنها است . ( مصحّح )