سلام از سوى پروردگار بر آنها است . مثل « سَلامٌ عَلى نُوحٍ و سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ » و كلمه ى « قولا » يا منصوب است بفعل كه از معنى جمله فهميده مىشود به اين جور :
براى آنها سلام است كه ميگويد خداوند يا ملائكه گفتارى از پروردگار رحيم ، و يا تميز است براى سلام يعنى آن سلام نه كار كسى است بلكه گفتار پروردگار است .
« وَامْتازُوا الْيَوْمَ » - الخ 59 تبيان : يعنى اى گناهكاران از مؤمنان جدا شويد . و قتاده گفته است : يعنى اى گناهكاران دور باشيد از هر خوبى و خوشى مجمع : سدّى گفته است : يعنى در جائى جدا باشيد .
« جِبِلًّا كَثِيراً » 62 مجمع : بواسطه اختلاف در حركت جيم و باء و تشديد و تخفيف لام چهار جور قرائت كردهاند .
« اصْلَوْهَا الْيَوْمَ » 64 طبرى : يعنى به آتش جهنّم بسوزيد .
مجمع : يعنى ملازم و چسبيده بجهنّم باشيد . ابو مسلم گفته است : يعنى آتشگيره ى دوزخ شويد .
« تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ - الخ » 65 ابو الفتوح يعنى دستهاشان با ما سخن خواهند گفت و در چگونگى سخن گفتن دست سه احتمال است : 1 - جورى دست را ميآفرينند كه ميتواند سخن بگويد . 2 - سخن در دست ميآفريند . 3 - علامتى از دست نمودار باشد كه همه بدانند گناه كرده چنان كه ميگويند چشمان تو شهادت ميدهد كه شب بخواب نرفته اى و نشانه ى بر چيزى را بطور مجاز سخن مينامند .
« وَلَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا » - الخ 66 طبرى : ابن عبّاس گفته است : يعنى اگر بخواهيم چشم آنها را ميبنديم كه راه راست نبينند . حسن و قتاده گفتهاند :
يعنى بمجازات كفرشان كورشان ميكنيم .
فخر : چون راه راست و عقيده ى درست اين است كه آدمى نه بكلَّى در زندگى مجبور است و نه بكلَّى اختيار دارد بلكه ميان جبر و اختيار زندگى مىكند پس در قرآن هم هر چه براى معتقدين بجبر گفته شده است بدنبال آن چيزى گفته شده است كه دليل بر اختيار است و در اين آيات چون اوّل گفته شده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٧٠