تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
1 - سعيد بن مسيّب گفته است : يعنى آميزش با دختران 2 - مجاهد گفته است بواسطه اشتغال به آن خوشگذرانى از گرفتارى مردمان بد آسوده‌اند و بى خبر 3 - حسن بصرى گفته است : يعنى كارشان خوشگذرانى است . و در قرائت اين كلمه اختلاف است : عموم قاريهاى مدينه و مردم بصره به سكون غين خوانده‌اند و مردم كوفه با ضمّ هر دو خوانده‌اند . و كلمه ى « فاكهون » با الف قرائت همه است و « فكهون » بىالف قرائت ابو جعفر قارى است و در معنى اين كلمه ابن - عبّاس گفته است : يعنى شاد هستند . و مجاهد گفته است : يعنى در شگفت و خوشى و رضا هستند . مجمع : ابو مسلم گفته است : اين كلمه از فكاهت گرفته شده است بمعنى كنائى از گفتگوها و حكايات خوش و مطبوع . « هُمْ وَأَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ » 56 مجمع : يعنى با همسرانشان در سايه هستند . بعضى گفته‌اند : يعنى با آن حور العين كه همسرشان ميشوند در سايه‌اند . فخر : از براى اينكه در بهشت براى مؤمن هيچ نگرانى نباشد از جهت دوستان كه گرفتارند گفته شده است « هم فِي شُغُلٍ » يعنى چنان در آنجا سرگرمند كه از ياد دوستان گرفتار آسوده دلند و از جهت زن و همسر خود گفته شده است « هُمْ وَأَزْواجُهُمْ » و در اين كلمه دو احتمال است : 1 - همسرانشان كه در دنيا داشته‌اند . 2 - آنها كه همانند و دوست ايمانى آنها بوده‌اند يا احسان به آنها ميكرده‌اند كه با يكدگر در سايه روى تخت هستند و از جهت آنها نگرانى ندارند . « سَلامٌ قَوْلًا » - الخ 58 فخر : در اين دو كلمه چند احتمال است : اوّل : مرفوع شده است چون بدل است از جمله ى « ما يَدَّعُونَ » كه در جلو گفته شده است يعنى : براى آنها آنچه ميخواهند آماده است و آن سلام پروردگار مهربان است . دوّم - كلمه اوّل خبر براى دوّم باشد و اينجور معنى شود : آنچه ميخواهند براىشان درست است و سالم . سوّم - سلام مبتدا است و غير مربوط بجلو يعنى