فقرا ميخواهيد 2 - ممكن است آغاز جمله و سرزنش كافران باشد كه اى كافران در اين فكر و سخن خود گمراهيد .
« وَهُمْ يَخِصِّمُونَ » 49 مجمع : در اين جمله ى « يخصّمون » چند جور قرائت است و معنى آن ممكن است اين باشد : كه با يكدگر در معامله و گفتگو و خصومت باشند ، و گفتهاند : يعنى فرياد كه به آنها ميرسد با هم خصومت ميكنند كه آيا اين براى عذاب است يا نه ؟
« مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ » - الخ 52 طبرى : كلمه ى « هذا » ممكن است اشاره بگور باشد ، يعنى كى ما را از اين خوابگاه برانگيخت ؟ و « ما » مبتدا است و خبر آن محذوف است يعنى آنچه خدا وعده كرده است حقّ است ، و ممكن است اشاره ببعد باشد يعنى اين آنچه خدا وعده كرده است ، و در قرائت ابن - مسعود چنين است « من اهبّنا من مرقدنا » .
ابو الفتوح : اين جمله ممكن است سخن رستگاران باشد كه چون در گور آسودهاند چون بلند شوند گويند كه از خوابگاه ما را بلند كرد ؟ . و ممكن است سخن گرفتاران باشد كه چون گرفتاريهاى دوزخ را بينند عذاب گور را ساده بگيرند و گويند كى از خوابگاه ما را بلند كرد و به اين جاى سخت آورد ؟
« إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً » - الخ 53 مثنوى در دفتر اوّل داستان پيرچنگى :
همين كه اسرافيل وقتند أوليا
مرده را زيشان حيات است و نما
جانهاى مرده اندر گور تن
بر جهد ز آوازشان اندر كفن
گويد اين آوا ، ز آواها جداست
زنده كردن كار آواز خدا است
ما بمرديم و به كلَّى كاستيم
بانگ حقّ آمد همه برخاستيم
بانگ حقّ اندر حجاب و بىحجيب
آن دهد كو داد مريم را ز جيب
اى فناتان نيست كرده زير پوست
باز گرديد از عدم ز آواز دوست
مطلق آن آواز خود از شه بود
گرچه از حلقوم عبد اللَّه بود
« فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ » 55 طبرى : در معنى كلمه ى « شغل » اختلافست :