كم و همين است معنى مستقرّ خورشيد . و كلمه ى « و القمر » با رفع و نصب هر دو قرائت شده است . كه عطف بر اللَّيل و خبر باشد براى « آيَةٌ لَهُمُ » يا مفعولست براى فعل « قدرنا » .
« وَالْقَمَرَ قَدَّرْناه مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ » 39 كشف : يعنى براى جنبش ماه اندازه اى معيّن كرديم كه بيست و هشت منزل است و آن هنگام كه به منزل آخر ميرسد برميگردد به شكل عرجون كه خشك و باريك و ضعيف و زرد است و به شكل كمان است .
مجمع : ابو سعيد مكارى از امام رضا عليه السّلام پرسيد : اگر كسى به هنگام مرگش وصيّت كند و بگويد : غلامهاى قديمى من را آزاد كنيد . آيا كدام غلامهاى او بايد آزاد شوند ؟ فرمود : آنها كه از ششماه پيش از مرگش داشته است پرسيد بچه دليل ؟ فرمود : چون در قرآن گفته شده است « كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ » و چون آن خوشه كه به شكل كمان و زرد مىشود پس از ششماه به اين صورت در ميآيد و عرجون ناميده مىشود پس كلمه ى قديم براى ششماه استعمال شده است .
فخر : گفتهاند : كلمه ى قديم را براى آنچه يك سال بر آن گذشته باشد به كار مىبرند ، ولى اين درست نيست كه خصوص يك سال شرط باشد براى معنى قديم بلكه بسته برسم و عادت است چنان كه شهر يك ساله را آبادى قديمى نمى - گويند و بعضى چيزها را قديمى ميگويند مثلا ممكن است اطاق يك سال ساخته را بگويند : قديم است .
« لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها » - الخ 40 طبرى : يعنى نه خورشيد شايستگى دارد كه به ماه برسد و روشنى او را ببرد و هميشه روز باشد كه هرگز شب نشود و نه شب ميتواند روز را نابود كند و تيرگى آن روشنى روز را ببرد و هميشه شب باشد .
مجمع : عكرمه گفته : يعنى بواسطه ى تندى حركت ماه خورشيد كه از او آرامتر حركت مىكند نميتواند به او برسد و نه شب ميتواند از روز جلو شود و گفتهاند :
يعنى نميشود و شب با هم جمع شوند كه روز ميان آنها فاصله نباشد بلكه هر يك
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٨