گفته است : چون نصيحت كرد و سخن رسولان را پذيرفت مردم او را سوختند و گور او در بازار انطاكيه است و خدا به او بهشت پاداش داد و اين است معنى « قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ » 25 .
« إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً » 29 مجمع : اين دو كلمه با رفع و نصب هر دو خوانده شده است و از قرائت ابن مسعود « الا ذقيه واحدة » است كه ذقيه با ذال منقوط بمعنى آواز پرنده است و معنى چنين است ، كه بيك آواز پرنده آن مردم نافرمان را نابود كرديم .
« يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ » 30 مجمع : اعرج « يا حَسْرَةً عَلَى » با سكون هاء خوانده است و از امام سجّاد و ابىّ بن كعب نقل است كه « يا حسرة العباد » به اضافه ى حسرت بعباد بدون على خواندهاند .
« إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ » 32 مجمع : « لما » با تخفيف ميم خوانده شده است و ميم زيادى دانسته شده است و « ان » بمعنى البتّه تا معنى چنين باشد : البتّه همگى در نزد ما آمادهاند . و بقرائت با تشديد ميم معنى چنين است : نيستند همه شان مگر كه نزد ما آماده شدهاند .
« لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِه وَما عَمِلَتْه أَيْدِيهِمْ » 35 فخر : در معنى « ما » چند احتمال است : 1 - بمعنى نيست تا جمله چنين معنى شود : تا بخورند از ميوه ى آن با اينكه دست آنها كارى نكرده است . 2 - بمعنى آنچه يعنى از ميوه و بهره آن با آنچه دست خودشان كار كند . 3 - « ما » مصدرى باشد و « ما عملت ايديهم » بدون « ها » خوانده شده است و به اين قرائت ممكن است « ما » با « عملت » چنين معنى شود كار دستشان و معنى آيه چنين باشد : تا بخورند از مجموع فراهم شده ى بقدرت حقّ با دست كرده ى خودشان . « 1 »
هامش
( 1 ) مرحوم استاد شعرانى فرموده يعنى چون فوائد و مصالح باغ و بستان و ميوه و آب و درخت را ملاحظه كنى دانى خالق آن بعمد و تدبير و شعور و اراده براى آنكه مردم از ثمره آن بخورند آفريده است و آن كار طبيعت بىشعور نيست . ( مصحّح )