خشيت با رحمت قرينه شده است يعنى با اينكه سهمناك است اميدوار باشيد ، و با اينكه مهربان است آسوده نباشيد و در دل ترسناك باشيد .
« وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ » - الخ 13 طبرى : در مقصود از اين آيه اختلاف است : 1 - قتاده گفته است : مقصود شهر انطاكيه است كه حضرت مسيح دو نفر از رسولان خود را براى دعوت مردم آنجا فرستاد و آنها دروغزن - شان خواندند و آن حضرت نفر سوّمى فرستاد . 2 - ابن عبّاس و كعب الأحبار گفتهاند : در انطاكيه سلطانى بت پرست بود و سه نفر مأمور راهنمائى آنها شدند و دو نفر اوّل رفتند و چون سخن آنها را نپذيرفتند نفر سوّم براى كومك آنها رفت و زشتى بت پرستى را براى ايشان روشن كردند ، آنها گفتند « إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ » ما آمدن شما را بفال بد گرفتيم . و در جمله ى « عزّزنا » دو قرائت است با تشديد زاى اوّل و تخفيف آن . و در جمله ى « ائن ذكّرتم » نيز اختلاف قرائت است « ان ذكّرتم » با يك همزه و نيز « ائن ذكرتم » با تخفيف كاف و فتح ذال يعنى هر جا به ياد آوريد .
« طائِرُكُمْ مَعَكُمْ » - الخ 19 مجمع : يعنى چون شما كافر هستيد و از بركت و فرخندگى دين محروم هستند پس شما با خود شآمت داريد كه كافريد و شآمت در دعوت بدين نيست و كار ما بركت و فرخندگى است . و از مبرّد نقل است كه چنين معنى كرده است : بهره ى شما از خوب و بد با خود شما است : 1 - اگر به شما يادآورى كنيم ما را تهديد ميكنيد و ميگوئيد : شما را بفال بد گرفتيم و آزارتان خواهيم كرد . 2 - اگر متذكّر شويد بدانيد كه ما راست ميگوئيم .
« وَجاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ » 20 ابو الفتوح : مقاتل گفته است مردى بود بنام حبيب بن اسرائيل نجّار ، وهب بن منبّه گفته است : مردى بود در كنار شهر پارسا كه از كسب خود نيمى به فقرا ميداد چون شنيد رسولانى آمدهاند و مردم سخن آنها را نميپذيرند نزد آنها رفت و ايشانرا نصيحت كرد . و حسن بصرى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٥٥