تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
گوئى زنجيرى است كه بر دست و گردن آنها نهاده‌ايم كه نميتوانند خود فرود آرند و نه جلوى پاى خود را ببينند و از اين جهت بسخن حقّ تسليم و فروتن نميشوند 3 - ابن عبّاس و سدّى گفته‌اند : مقصود عدّه اى از كافران است كه ميخواستند پيغمبر را بكشند دستهاشان بگردنهاشان بسته شد . 4 - اين وصف حال رستاخيز آنها است كه به اين جور گرفتار خواهند بود ، و جمله به صورت فعل ماضى و كار انجام شده گفته شده است چون البتّه چنين خواهد بود و گويا انجام شده است . و در جمله ى « فَهِيَ إِلَى الأَذْقانِ » ضمير « هي » بجاى دستها است يعنى : پس آن دستهاشان تا گردنهاشان به بالا بسته شده است . و از عبد اللَّه مسعود و ابن عبّاس نقل است كه چنين قرائت كرده‌اند « و جعلنا في ايمانهم اغلالا » و نيز « و جعلنا في ايديهم اغلالا » از ديگرى نقل شده است و نتيجه ى معنى در همه ى اين قرائتها يكى است . « وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ » - الخ 9 تفسير حسينى : محقّقان گفتند كه سدّ پيش : طول امل است ، و سدّ عقب غفلت از جنايات گذشته و هر كه را دو سدّ چنين احاطه كرده باشد هر آينه چشم او پوشيده باشد از نظر در دلايل قدرت و نبيند راه فلاح و هدايت را . « وَخَشِيَ الرَّحْمنَ » - الخ 11 فخر : چون رحمت موجب اميدوارى و آسودگى خاطر است به اين جمله گفته شده است : با اينكه رحمان است بايد بدل ترسيد چون آنكه عاقل است و معرفت او بيشتر است خشيت و نگرانى او بيشتر است پس با اينكه ميشناسد رحمان است در دل ميترسد كه نعمت از او گرفته شود . و چون « اللَّه » و « رحمن » مختصّ بحقّ هستند چنان كه در قرآن است « قُلِ ادْعُوا اللَّه أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ » و بعضى از علماء هر دو را اسم خاصّ دانسته است . و چون كلمه ى « اللَّه » معنى هيبت سهمناكى را مىرساند و كلمه ى « رحمان » عطوفت و مهربانى را ميفهماند . از اين روى در يك آيه گفته شده است « يَرْجُوا اللَّه » كه هيبت با اميد قرينه شده است ، و در اين آيه « خَشِيَ الرَّحْمنَ » آمده است كه