تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
كلمه ى معمّر جلو باشد يعنى از عمر آن شخص كه زياد زندگى كرده است كم نميشود مگر باذن خدا ، و ممكن است بجاى انسان باشد يعنى هيچكس زندگى دراز ندارد و از عمر هيچ زنده اى كم نميشود مگر باذن خدا . « وَما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ » - الخ 12 كشف نوشته : بر ذوق عارفان اين دو بحر اشارت است بقبض و بسط سالكان . و قبض و بسط منتهيانرا چنان است كه خوف و رجا مبتديان را . مريد را در بدء ارادت بوقت خدمت از خوف و رجا چاره نيست چنان كه در نهايت حالت با كمال معرفت از قبض و بسط خالى نيست . او كه در خوف و رجا است نظر وى همه سوى ابد شود كه آيا با من چه كنند فردا ، و او كه در قبض و بسط است نظر وى همه سوى ازل شود كه آيا با من چه كرده‌اند و چه حكم رانده‌اند در ازل . و هم در كشف الأسرار است كه دو درياى فرات و اجاج مثال دو دريا است كه ميان بنده و خدا است يكى درياى هلاك و ديگرى درياى نجات . درياى هلاك پنج كشتى دارد حرص و ريا و اصرار بر گناهكارى و غفلت و نااميدى از رحمت حقّ . كشتى حرص آدمى را بساحل دنيا پرستى ميبرد . كشتى ريا بسوى نفاق ميبرد . سوارى بر كشتى گناهكارى به ساحل شقاوت و بدبختى پياده مىشود . هر كه بكشتى غفلت بنشيند بساحل حسرت ميرسد ، و هر كه بكشتى نااميدى از رحمت نشست بسر زمين كفر پياده مىشود . و درياى نجات نيز پنج كشتى دارد : 1 - خوف كه به ساحل امن مىرساند . 2 - اميدوارى كه عاقبت آن بخشش خداوندى است . 3 - كشتى زهد كه به سرزمين قرب و نزديكى حقّ پياده مىشود . 4 - كشتى معرفت كه سوارى آن به انس و آسودگى بحقّ ميكشاند . 5 - كشتى توحيد كه بسوى مشاهدت حقّ ميبرد . « وَالَّذِينَ تَدْعُونَ » 13 مجمع : جمله ى « يدعون » با ياء به صيغه ى غايب و بتاء به صيغه ى خطاب قرائت كرده‌اند . « لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ » 14 طبرى : يعنى اى محمّد از داستان اين بتها و بت پرستها و سرنوشتشان كسى به تو خبر نميدهد مانند آنكه خبردار و با بصيرت