دارد ، دل او اسير و مهر جان او غرقه ى عيان نه از دنيا خبر دارد نه از عقبى نشان ، به زبان حيرت همى گويد : اى يگانه ى يكتا از ازل تا جاودان اى واحد و وحيد در نام و نشان زنده مان كن بزندگى دوستان ، به عين جمعمان زنده دار بنور قرب آبادان دوگانگى برگير از ميان ، و بر مقام توحيدمان فرود آر با مقرّبان .
« ما يَفْتَحِ اللَّه لِلنَّاسِ » - الخ 2 مجمع : يعنى هر چه خدا بدهد از باران و تندرستى و ديگر نعمتها كه مصلحت بداند كس جلوگير آن نميتواند بشود .
كشف : گفتهاند : فتح دو گونه است : 1 - گشايشى الهى كه كومك حقّ است براى رسيدن بعلوم و پيدا كردن راه سعادت و همان است وسيله ى ثواب و مقام محمود كه در قرآن « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً » و نيز « فَعَسَى اللَّه أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ » مقصود همين فتح است . 2 - گشايش كار دنيا كه كومك به رسيدن خواسته هاى زندگى است و « ما يَفْتَحِ اللَّه لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ » و « لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ » مقصود همين است .
و نيز كشف نوشته : به زبان طريقت اين آيت اشارت است بفتوح اهل ايمان و معرفت ، فتوح نامى است آن را كه از غيب ناجسته و ناخواسته آيد و آن دو قسم است يكى از آن واردات رزق و عيش است نامطلوب و نامكتسب . ديگر قسم علم لدنّى است ناآموخته ، با شريعت موافق ، ناشنيده و با دل آشنا ، پير طريقت گفت : آه از اين علم ناآموخته گاه در آن غرقم و گاه سوخته . گوينده از اين باب دريا است گاه در مدّ و گاه در جزر چون در مقام انبساط بود عالم از صفوت پر كند . چون در مقام هيبت بود عالم از بشريّت پر كند . و هم از ابواب فتوح است خواب نيكو و دعاى نيكان و قبول دلها ، و في الخبر « انّ اللَّه اذا احبّ عبدا احبّه اهل السماوات و الأرض و يوضع له القبول في الأرض » .
حسينى : نظم :
دست لطفش نسخه ى علم و حكم
بى قلم در صفحه ى دل زد رقم
علم اهل دل نه از مكتب بود
بلكه از تلقين خاصّ ربّ بود