تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
بعد نيز دو معنى شده است : ظلّ و حرور يعنى بهشت و جهنّم يا شب تيره و روز كه باد سموم كشنده مىوزد و احيا و اموات يعنى علماء و جهّال يا مؤمن و كافر و بعضى گفته‌اند : مقصود كور و بينا و گرما و سايه است كه معنى خود اين كلمات باشد و براى داستان و سنجش گفته شده است يعنى چنان كه اينها برابر نيستند پرستش خدا و بتها و كافر و مؤمن و حقّ و باطل هم برابر نيستند . سخن ما : 1 - آيت اوّل « أُولِي أَجْنِحَةٍ » - الخ ملائكه كه داراى چند بال معرّفى شده است ميگوئيم چنان كه در سوره ى بقره احتمال داده شده است عالم آفرينش بىنهايت است و آفريده ها از اندازه ى انديشه ى ما برتر ، پس ممكن است موجوداتى باشند كه فكر ما از تشخيص چگونگى آن قاصر باشد و امّا بالهاى چند ممكن است كنايه باشد از نيروى كار و آنچه موجب فعّاليت آنها است چه مسلَّم است مانند بال مرغ از گوشت و پر و استخوان نيست و خاصيتى است كه آنها بوسيله ى آن مىتوانند كارهاى عالم طبيعت را انجام دهند و معلوم است كه در قرآن و دين « ملك » واسطه و عامل فعّاليّتها و پديده هاى طبيعت است مثل سوره ى قدر « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ » و در سوره سجده « مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ » و در سوره ى انعام « وَلَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الأَمْرُ » و ديگر آيات كه ميفهماند كلمه ى ملك براى عوامل و وسائط پديده ها و دگرگونيهاى طبيعت است و بالهاى متعدّد هم شايد كنايه از درجات و اندازه هاى مختلف نيروها است چنان كه جبرئيل كه روح الأمين و واسطه ى تعليم و تربيت پيغمبر عليه السّلام به صورت خود حضور آن حضرت نمودار شد ميان مشرق و مغرب را پر كرد . و كلمه ى « ثلاث » بمعنى سه تائى قرينه است كه نبايد مانند موجودات جنبنده ى در هوا بال آنها جفت باشد تا تعادل شان حفظ شود چون بال ملك قدرت او است بر پيدايش در جاهاى مختلف آفرينش نه فقطَّ پرواز در هوا و نشستن بر زمين پس ممكن است كم و زياد باشد چنان كه بجمله ى بعد گفته شده است « يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ » . 2 - آيت 9 « اللَّه الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ » - الخ كه سخن از تغييرات جوّى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 236 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )