« هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّه » 3 مجمع : كلمه « غير » با صداى جلو و صداى زير خوانده شده است .
« فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ » 8 مجمع : « تذهب » با فتح تاء و هاء و رفع نفس به صورت فعل لازم خوانده شده است ، و با ضمّ تاء و كسر هاء و نصب نفس به صورت متعدّى كه نفس مفعول آن باشد نيز خوانده شده است .
« مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ » - الخ 10 طبرى : در مقصود از اين جمله اختلاف است : 1 - مجاهد گفته است : يعنى اگر كسى از پرستش بتها چشم عزّت و جاه داشته باشد بداند كه هر جاه و مقام خداوند است . 2 - قتاده گفته است : يعنى اگر كسى عزّت بخواهد از عبادت خدا بخواهد . 3 - ديگران گفتهاند : هر كس علم و راه عزّت را بخواهد بداند كه از كجا است ؟ بداند كه همه ى اينها بپيشگاه خداوند است .
« إِلَيْه يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ » - الخ 10 نيشابورى : يعنى اگر شما خدا را نمىبينيد او سخن شما ميشنود و آنچه خوب است ميپذيرد ولى بتهاى شما توانائى چيزى ندارند .
« وَمَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ » 10 روح البيان : مجاهد گفته است : مقصود از اين آيه رياكارانند و در تأويلات نجميّه است كه « الَّذِينَ يَمْكُرُونَ - تا آخر » اشاره به آنها است كه كارهاى خوب از خود نمودار ميكنند و بديها را پوشيده ميدارند كه مردم آنها را صالح بدانند ولى كرامت و بزرگوارى بدرستكردارى است .
با يزيد بسطامى گفت : شبى خانه روشن شد گفتم : اگر از شيطان است من برترم كه او به من طمع كند و اگر از خود است بگذار تا از سراى خدمت بسراى كرامت رسم كه خدمت با اخلاص وسيله ى ظهور انوار است .
« وَلا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِه » 11 مجمع : « ينقص » بصداى بالاى ياء به صورت معلوم و با ضمّ و صداى جلو ياء و فتح و صداى بالاى قاف به صيغه ى مجهول نيز خوانده شده است و در معنى تفاوت نيست . و هاى ضمير عمره ممكن است بجاى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٣٣