تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
« رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا » 19 طبرى : كلمه ى « باعد » « بعّد » به تشديد عين نيز قرائت شده است يعنى : اى خدا اين مسافرتى كه منزلهاى آن نزديك است تو فاصله هاى آن را زياد كن و ميان ما و سرزمين شام بيابانهاى بىآبادى قرار ده تا بر شترها بنشينيم و اسباب سفر با خود برداريم . و اين خود نشانه ى سركشى و ناسپاسى نعمت است كه آنها از خود نشان دادند . كشف : فعل « باعد » به صورت ماضى « باعد » قرائت شده است يعنى خدا سفرهاى ما را دور و با فاصله كرده است . و اين خود ناسپاسى بود كه چنان راه و سفر را بد دانستند كه گفتند دور است . « فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ » - الخ 19 طبرى : يعنى بهر سو آنها را پراكنده كرديم بطورى كه در بدى و دشنام به آنها مثل ميزدند و ميگفتند : « تفرّقوا ايادى سباء و ايدي سبا » . حسينى : بيت :
روزگارى عاقبت شكرت نكردم لا جرم دست در آغوش را اكنون بدندان ميگزم
مثنوى در دفتر سوّم قضيّه ى اهل سبا :
داد حقّ اهل سبا را بس فراغ صد هزاران قصر و ايوانها و باغ
شكر آن نگذاشتند آن بد رگان در وفا كمتر فتادند از سگان
آن سبا اهل صبا « 1 » بودند و خام كارشان كفران نعمت با كرام
پس سبا گفتند باعد بيننا شيننا خير لنا خذ زيننا
ما نميخواهيم اين انواع باغ نى زمان خوب و نى امن و فراغ
شهرها نزديك همديگر بد است آن بيابان است خوش كانجا درست
يطلب الانسان في الصّيف الشّتا فاذا جاء الشّتا انكر ذا
هامش
( 1 ) صبا با كسر صاد بيهمزه و صباء با فتح صاد و همزه ى آخر بمعنى كودكى .