تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
هر دو قرائت شده است . « تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ » 14 مجمع : فعل « تبيّنت » با ضمّ تاء و باء و كسر ياء به صيغه ى مجهول خوانده شده است يعنى نمودار شد در نظرها كه اگر اين جنّ غيب ميدانست در آزار نميماند و ديگر قاريها با فتح اين حروف خوانده‌اند يعنى نمودار شد براى جنّ كه اگر عالم بغيب ميبود در آزار نميماند . و در مصحف عبد اللَّه مسعود چنين بوده است « تبيّنت الإنس انّ الجنّ لو كانوا يعلمون » - الخ يعنى براى مردم نمودار شد كه اگر جنّ غيب ميدانست گرفتار نميماند . « فِي مَسْكَنِهِمْ » 15 مجمع : « مساكنهم » به صورت جمع نيز قرائت شده است « جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمالٍ » 15 كشف : يعنى درخت و آب و باغ از چپ و راست آنها را فراگرفته بود . « أُكُلٍ خَمْطٍ » 17 مجمع : كلمه ى « اكل » باضافه به كلمه ى « خمط » خوانده شده است و با تنوين بدون اضافه نيز خوانده‌اند . « هَلْ نُجازِي » 18 مجمع : كلمه ى « نجازي » دو جور قرائت شده است با نون به صورت متكلَّم معلوم يعنى ما جزا ميدهيم ، و با ياء به صيغه ى غايب مجهول يعنى مجازات ميشوند ، و نتيجه يكى است . « وَجَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى » - الخ 18 مجمع : يعنى ميان سرزمين مردم سبا و زمين شام كه بواسطه ى آب و درخت فراوان سرزمين مبارك است آباديهاى پيوسته بهم درست كرديم كه راه تجارتى آنها بود و در رفت و آمد به آنجا ظهر بيك آبادى استراحت ميكردند و شب بآبادانى ديگر بسر ميبردند كه نه رنج سفر ميديدند و نه نيازى بخوراك و وسائل راه داشتند . و معنى « قُرىً ظاهِرَةً » يعنى از هر دهى آن ده ديگر ديده ميشد و آباديها نزديك بهم بود و معنى « قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ » - الخ يعنى حركت از هر آبادى بآبادى ديگر را نصف روز معيّن كرديم كه بشب و روز از اين آباديها ردّ ميشدند و از هر گزندى چه حيوان چه انسان چه گرما و سرما آسوده بودند .