تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
جواب گويند : سخن راست و درست گفت كه مؤمنين را شفاعت كنند نه كافران را و مقصود آرام شدن دل مؤمنين است كه در انتظار شفاعت آرام نداشتند . آلوسى : يعنى آنها كه به اجازه ى حقّ ميانجى ميشوند و موجب آرامش دل نيازمندان بشفاعت ميشوند و با نيازمندان بشفاعت گفتگو ميكنند و ميانجيها ميگويند : خدا حقّ گفت و اجازه ى شفاعت داد . سخن ما در اين آيات : 1 - آيت 10 جمله ى « يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَه وَالطَّيْرَ » ممكن است بگوئيم : معنى اين جمله چنين است كه چون داود داراى آوازى خوش بود و صداى او بسيار رسا بود بطورى كه اگر ميان درّه هاى كوهها آواز ميخواند چنان آواز او مىپيچيد و منعكس ميشد كه گوئى كوه با او هم آواز است پس چنين حنجره و آواز و برگشت صدا از كوه نشانه است كه آفريده ى قدرت بينهايت خدا است نه پديده ى بتها و پندار مردم نادان و كلمه ى « الطَّير » نيز ممكن است اشاره باشد كه داود چنان بلند آواز و خوش صدا بود كه چون آغاز خواندن ميكرد پرنده ى آسمان مجذوب او ميشد و با او همكارى ميكرد چنان كه زياد شنيده شده است : بلبل بشنيدن آواز خوب نزديك مىشود و زياد ميخواند . 2 - آيت 12 « وَلِسُلَيْمانَ الرِّيحَ » - الخ ملا عبد الرّزاق كاشاني سليمان را قلب معنى كرده است و باد را قواى نفسانى و حركت در صبح يك ماه راه نمودارى روح دل است براى جنبش كار و كوشش معنوى مثل عبادات و تزكيه ى نفس و حركت يك ماه راه در شب غروب نور روح است در صفات و افعال مادّى و امور زندگى و چشمه مس طبايع و خويهاى بدنى است و فرمانبردن جنّ قواى وهم و خيال است كه براى انجام مصالح مادّى و معنوى قلب آماده ى به خدمت او است و تفسير - صفى عليشاه اين اشعار گفته است :
بر سليمان باد را كرديم رام رفت راه دو مه اندر صبح و شام
بد مسخّر نفس او را در صعود آن هواهاى طبيعت از وجود
راه يك مه رفت در هر بامداد در سلوك بندگى با سير باد