« وَالطَّيْرَ » 10 مجمع : اين كلمه با نصب خوانده شده است كه مفعول و عطف بر جلو باشد يعنى فضل را داديم و مرغ را بفرمان كرديم ، يا منادى باشد يعنى اى كوه و اى مرغ ، يا منصوب بمعنى « مع » و مفعول معه باشد يعنى اى كوه با داود و با مرغ تسبيح حقّ كن . و با رفع و صداى جلو خوانده شده است كه فاعل باشد و مربوط بياى ضمير فاعلى در « أَوِّبِي » يعنى تو و مرغ تسبيح كنيد و يا عطف بر لفظ جبال باشد كه مرفوع خوانده شده است .
« قَدِّرْ فِي السَّرْدِ » 11 مجمع : بدرستى زره بباف و ميخها را به اندازه كن كه نه نازك باشد و بشكند و نه كلفت باشد كه حلقه را بشكافد .
« وَلِسُلَيْمانَ الرِّيحَ » 12 كشف : كلمه ى « ريح » با نصب و صداى بالا خوانده شده است كه مفعول باشد براى فعلى كه از جمله فهميده مىشود يعنى باد را بفرمان سليمان كرديم . و با صداى جلو خواندهاند كه مبتدا باشد و « لِسُلَيْمانَ » جار و مجرور و خبر و چنين معنى شود : در اختيار سليمان است بفرمان آوردن باد .
فخر : بعضى گفتهاند : آنچه در اين سه آيه براى داود و سليمان گفته شده است بر خلاف رسم و عادت نيست و تسبيح كوه همان است كه در قرآن است :
« إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا » - الخ يعنى همه چيز تسبيح حقّ ميگويند و شما نمىفهميد .
پس به اين آيه گفته شده است كه داود تسبيح آنها را ميفهميد . و مقصود از باد كه بفرمان سليمان بود اسبهاى بادپيما است كه از تندى چون باد ميرفتند و سليمان اسب زياد داشت و جمله هاى « غُدُوُّها شَهْرٌ » - الخ مقصود سى فرسخ است چون ماه سى روز است و آدمى كه براى گردش راه ميرود روزى بيش از يك فرسخ نميرود پس گردش يك ماهه ى سليمان سى فرسخ مىشود با اسب تندرو و بادپيما و آهن و مس كه به اختيار داود و سليمان گذارده شده است همان است كه ديگران ميكنند و اين فلزها را با اسباب رسم روز آب ميكردهاند و ميساختهاند . و مقصود از شيطان كه براى سليمان كار ميكرد مردم نيرومند بوده است . و اين گفتار آن گوينده همگى نادرست است كه پديده ى سستى عقيده است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢١١