فهو لا يرضى به حال أبدا
لا بضيق لا بعيش رغدا
« وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّه » 20 مجمع : در كلمات « صَدَّقَ . . . إِبْلِيسُ ظَنَّه » اختلاف قرائت است و معنى چنين است : ابليس كه در آغاز خلقت گفت :
« لأُغْوِيَنَّهُمْ و لأُضِلَّنَّهُمْ » يعنى فرزندان آدم را از راه ميگردانم و گمراه ميكنم . اين سخن از يقين و علم نبود بلكه به گمان سخنى گفت كه شايد بتواند بنى آدم را گمراه كند ولى چون مردم بد دل و مشرك پيرو او شدند گمان او درست در آمد و سخن او راست شد .
روح البيان : قال الشّيخ سعدى :
نه ابليس در حقّ ما طعنه زد
كز اينان نيايد بجز كار بد
فغان از بديها كه در نفس ما است
كه ترسم شود ظنّ ابليس راست
چو ملعون پسند آمدش قهر ما
خدايش برانداخت از بهر ما
كجا سر بر آريم از عار و ننگ
كه با او بصلحيم و با حقّ بجنگ
نظر دوست نادر كند سوى تو
چو در روى دشمن بود روى تو
ندانى كه كمتر نهد دوست پاى
چو بيند كه دشمن بود در سراى
« لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ » 21 تبيان : مقصود از نعلم تميز و جدائى است يعنى تا تميز دهم مؤمن برستاخيز را از شاكّ و دو دل .
« لِمَنْ أَذِنَ لَه حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ » - الخ 23 مجمع : در دو كلمه « أَذِنَ و فُزِّعَ » اختلاف قرائت است و معنى « فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ » آرام كردن دلها است و در مقصود از اين جمله اختلاف است كه دل كى آرام شود ؟ بعضى گفتهاند :
دل مشركين كه در آيت جلو گفته شده است . بعضى گفتهاند : مقصود ملائكه است .
حسينى : يعنى ميانجيگرى سود ندارد مگر از سوى حقّ اجازه برسد و مردم منتظر شفاعت و بيقرار باشند تا اجازه ى شفاعت برسد و فزع و بيقرارى از دلها برداشته شود مردم از يكديگر پرسند : پروردگار شما براى شفاعت چه گفت ؟