آن روشن است بجز اين آيه « قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا » كه منسوخ است به آن آيات كه براى جنگ با كافران نازل شده است « 1 » مجمع : قاريهاى شام جمله « عَنْ يَمِينٍ وَشِمالٍ » را يك آيتى جدا دانستهاند كه به حساب آنها مجموع آيات اين سوره پنجاه و پنج آيه است .
« عالِمِ الْغَيْبِ » 3 مجمع : مردم شام و مدينه « عالم » با رفع و صداى جلو خواندهاند تا خبر مبتداى محذوف باشد ، يعنى « هو عالم » يا مبتدا باشد براى جمله ى « لا يَعْزُبُ » . و ديگران با جرّ و صداى زير خواندهاند تا صفت و تابع باشد براى « اللَّه » در اوّل سوره يا براى ضمير « ربّي » كه اوّلى مجرور بلام است و دوّمى مجرور باضافه است ، و كسائى و حمزه « علَّام » به صيغه مبالغه و مجرور خواندهاند و در « رجز اليم » كلمه ى « اليم » با رفع خوانده شده تا صفت باشد براى « عذاب » ، و با جرّ خواندهاند تا صفت باشد براى « رجز » .
« إِنْ نَشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ » 9 مجمع : فعلهاى « نَشَأْ . . . نَخْسِفْ . . . ، نُسْقِطْ » با ياء به صيغه ى غايب ، و با نون به صيغه ى متكلَّم خوانده شده ، و در نتيجه معنى تفاوت ندارد .
« آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا » 10 مجمع : يعنى بداود احسان كرديم كه پيغمبرى و حكومت و سخن كوه و پرنده باشد .
كشف نوشته : بداود وحى آمد كه : اى داود آن زلَّت كه از تو بيامد بس مبارك بود بر تو ، « 2 » داود گفت : بار خدايا زلَّت چون مبارك باشد ؟ گفت : اى داود پيش از آن زلَّت هر بار كه بدرگاه ما آمدى ملكوار ميآمدى با كرشمه و ناز طاعت ، و اكنون كه ميآئى بنده وار ميآئى با سوز و نياز مفلسى . اين آن فضل است كه ربّ العالمين داود را داد و بر وى منّت نهاد .
هامش
( 1 ) سخن در باره نسخ اين آيه و عدم آن خواهد آمد .
( 2 ) مراد از زلَّت داود قصه ساختگى اوريا و زن او است كه در اساطير آمده است .
( مصححّ )