تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
خوراك نميسازيم و غذاهاى جوربجور براى ما بياور . 5 - گفتند : ما شركت در جنگ نميكنيم تو با خداى خود برو و با دشمن بجنگ . « عِنْدَ اللَّه وَجِيهاً » 69 مجمع : عبد اللَّه مسعود كلمه ى « عند » را به باء يعنى « عبد » خوانده است ، يعنى موسى بنده ى آبرومند خدا بود . « إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ - تا آخر » 72 مجمع : در مقصود از امانت اختلاف است : ابو العاليه گفته است مقصود وظايف دينى است . و ديگرى گفته است : - مقصود امانتها و سپرده هاى مردم است : و نيز اختلاف است كه عرضه داشتن امانت به آسمان و زمين و كوه چى است ؟ : 1 - ابو على جبّائى گفته است : يعنى وظايف و بارهاى زندگى را براى مخلوقات در زمين و آسمان و كوهها كه جنّ و انس و ملك هستند تعريف كرديم و فهمانديم كه تخلَّف از آنها چه نتايج بد بدنبال دارد آنها از خيانت در اين امانت و بردن بار گناه آن بر دوش سرباز زدند و خوددارى كردند ولى انسان كه ستمكار بر خود است و گناه مىكند و نادان به ارزش اين امانت است كه خيانت در آن موجب گرفتارى است امانت را برد و خيانت در آن كرد ، و معنى جهل امانت ، نابود كردن آن است . و زجّاج گفته است : هر كه خيانت در امانت كرده است و آن را برده است و هر كس امانت را نبرد آن را انجام داده است و اداى امانت كرده است . 2 - ابو مسلم گفته است : معنى « عرضنا » ، « عارضنا » هست يعنى مقابل و برابر قرار داديم و سنجيديم . و مقصود اين است كه وظايف زندگى و احكام دين را با آسمان و زمين و كوه سنجيديم و آنها برابرى با سنگينى اين بار بزرگ نكردند و در برابر آن ناتوان و بيچاره شدند . و انسان چنين بار سنگين را پذيرفت و نتوانست نگاه دارد و نابودش كرد چون نادان است و ستمكار . 3 - اين جمله ها بطور شرط و فرض گفته شده است يعنى اگر آسمان و زمين و كوه شايستگى ميداشتند كه اين امانت و وظيفه دين را به آنها عرضه كنيم با همه ى سنگينى خود آن را نميپذيرفتند كه مبادا نتوانند بدرستى انجام دهند .