فخر : يعنى مردان آنها را بشناسند كه كنيز نيستند . در پىشان نيفتند و آزارشان نكنند ، و ممكن است چنين معنى شود : چون رويهاى خود را پوشيدند شناخته ميشوند كه پاكدامن هستند ، زيرا آنكه صورت خود ميپوشد البتّه تسليم نميشود كه پاره هاى نهانى بدن خود نمودار كند .
« لَئِنْ لَمْ يَنْتَه الْمُنافِقُونَ » - الخ 60 مجمع : يعنى اگر اين بلهوسها از آزار زنان دستبردار نشوند و اگر دروغپردازان از اين سخنان خوددارى نكنند كه ميگويند : كافران بفلان جا دسته شدهاند كه به مسلمانان بتازند يا فلان دسته مأمورين پيغمبر را كشتند ، تو را وادار ميكنيم كه آنها را بكشى . « 1 »
« أَطَعْنا سادَتَنا - تا - لَعْناً كَبِيراً » 67 و 68 مجمع : كلمه ى « سادَتَنا » با الف « سادات » به صورت جمع نيز قرائت شده است ، و « كثير » با ثاى سه نقطه بمعنى بسيار نيز خواندهاند . و مقصود از ساده آنها هستند كه پيشوا و بزرگ در ميان مردم خود هستند و آنها را گمراه ميكنند . و نيز كلمه ى « تقلَّب » با تاى مضموم و تشديد لام و نيز فتح تاء و كسر لام و نون مضموم و كسر لام سه جور قرائت شده است .
« لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى » - الخ 69 فخر : در مقصود از اين جمله اختلاف است : 1 - گفتند : در بدن موسى عيبى نهانى است خداوند آن را آشكار كرد كه معلوم شد در بدن او عيبى نيست . 2 - قارون وادار كرد زنى را كه نسبت بزه با او بموسى بدهد . و او در حضور جمع اقرار كرد كه اين نسبت دروغ است .
3 - بنى اسرائيل از موسى خواستند كه خدا را ببينند . 4 - گفتند : ما بيك جور
هامش
( 1 ) آيه در مقام تهديد آن دسته از منافقين است كه با شايعه پراكنى مؤمنين را ناراحت مىساختند هر روز شايعه دروغى ميپرداختند و موجب تشويش خاطر مسلمين ميشدند آيه شريفه با لحنى تهديد آميز بدانها اخطار داد كه اگر چنين كاريرا دنبال كنند كيفر سختى چنين در انتظار آنها است . نه اينكه در مقام تشريع حكم كيفر مرجفين و شايعه پراكنان باشد ، و خلاصه آنكه بيان حكم نيست بلكه صرف تهديد است . ( مصحّح )