نزديك تو چه تحفه فرستيم ما ز دور
در دست ما همين صلوات است و السّلام
روح البيان : در فتوحات مكّى است كه چون پيغمبر مردم را امر و نهى مىكند ممكن است در دل از او نگران باشند از اينروى سلام بر پيغمبر به معنى آسودگى آن حضرت است از دلنگرانى و اعتراض مردم ، و نيز در « السّلام علينا و على عباد اللَّه » چون ممكن است آدمى بر خود خرده گيرى داشته باشد و هم بر ديگران از اين جهت آسايش خود و بندگان خدا را از اين گونه حوادث و افكار به اين جمله اظهار مىكند . و در هيچ روايتى نديديم كه پيغمبر در نماز مانند ما بتشهّد ميگفت يا نه . اگر ميگفته است « السّلام عليك ايّها النّبيّ » در معنى آن دو احتمال است : 1 - پيغمبر ترجمه ى خطاب حقّ ميكرده است ، و از زبان خداوند به خود چنين ميگفته است مثل « سمع اللَّه لمن حمده » كه نقل خطاب خداوند است ببنده يعنى من شنيدم ستايش تو را .
2 - خود را در نماز بجاى ملائكه نهاده است و از خود شخص ملكوتى ديگر ميساخته است و از زبان مقام ملكوتى به شخص ناسوتى خود خطاب ميكرده است : كه اى پيغمبر بسلامت باشى . و اين شرافت كه خدا بپيغمبر عنايت كرده است برتر است از شرافت آدم كه ملائكه را فرمان به سجده ى او داد . چون در آنجا خود شريك نتواند بود ، ولى در اينجا حقّ با ملك در صلوات بر پيغمبر شركت كرده است ، و اوّل از خود گفته است و بعد از ملائكه .
عقل دور انديش ميداند كه تشريفى چنين
هيچ دين پرور نديد و هيچ پيغمبر نيافت
يصلَّي عليه اللَّه جلّ جلاله
بهذا بل العالمين كماله
بجامه خانه ى دين خلعت درود و سلام
چو گشت دوخته بر قامت تو آمد راست