تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
بر آتش عشق ، جان همى عود كنم جان بنده ى تو ، نه من همى جود كنم
چون پاك بسوخت عشق تو جان رهى صد جان دگر به حيله موجود كنم
« وَدَعْ أَذاهُمْ - تا آخر » 48 تبيان : يعنى از آزارشان باك مدار كه چون تكيه ى تو بما باشد جلو آسيب آنها را ميگيريم و دفع شرّشان ميكنيم . تنوير المقباس : يعنى اى محمّد آنها را مكش . « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ - تا آخر » 50 ابو الفتوح : سدّى از ابو - صالح نقل كرده است : پيغمبر بامّ هانى دختر ابو طالب عموى خود پيشنهاد ازدواج كرد اين آيت آمد كه بر تو حلال هستند بهمسرى آن خويشان كه از مكّه به مدينه هجرت كرده‌اند و چون او هجرت نكرده بود پيغمبر از پيشنهاد خود ممنوع شد . « إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها » 50 ابو الفتوح : با صداى زير و صداى بالاى همزه « ان » قرائت شده است . و مقصود از آيه اين است كه اگر زنى بىمهر خود را به پيغمبر ببخشد زن او خواهد بود و براى ديگران نكاح به صيغه ى هبه جايز نيست يعنى اگر زنى خود را به مردى ببخشد زن او نخواهد شد . ولى ابو حنيفه و عدّه اى از فقهاى كوفه اين را درست دانسته‌اند در صورتى كه مهر معيّن شود . و اختلاف است كه كدام زن خود را بپيغمبر بخشيد و همراه او شد . طبرى : از ابن مسعود نقل شده است كه او « وهبت نفسها » بدون « إن » خوانده است . « تُرْجِي مَنْ تَشاءُ - تا آخر » 51 ابو الفتوح : « تُرْجِي » با همزه ى آخر خوانده شده است و بتخفيف به صورت ياء نيز قرائت شده است و در مقصود از اين جمله اختلاف است : 1 - ابن زيد و ابو رزين گفته‌اند : زنهاى پيغمبر بيكدگر رشك ميبردند و هر كدام چيزى ميخواستند و پيغمبر از آنها بمدّت يك ماه دورى كرد تا اين آيه آمد كه « قُلْ لأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا » زنهاى خود را مخيّر كن كه دنيا بخواهند و بروند و يا آخرت بخواهند و با تو بسازند ، و پس از
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 184 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )