آن سخن اين مطلب دنبال شده است كه اگر بفرمان تو تسليم شدند هر كدام را بخواهى نزد خود بدارى و هر كدام را بخواهى در مخارج و آميزش برترى دهى و پيغمبر پس از اين آيه ميان آنها بتساوى رفتار فرموده و فقطَّ سوده دختر زمعه را خواست طلاق دهد او قبول كرد كه از همه ى مزاياى خود بمنفعت عايشه صرف نظر كند و در بند همسرى باشد . 2 - مجاهد گفته است : هر كدام را بخواهى بر كنار كنى و آن را كه بر كنار كردى اگر خواهى دوباره نزد خود برگردانى . و بعضى گفتند : چون آيت 28 « قُلْ لأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ » نازل شد و پيغمبر آنها را مخيّر كرد . ترسيدند كه نتيجه ى اين اختيار بطلاق آنها تمام شود تسليم شدند كه آنچه پيغمبر فرمايد اطاعت كنند . پس از آن اين آيه « تُرْجِي مَنْ تَشاءُ » نازل شد كه پيغمبر مختار است در انتخاب ، آنگاه آن حضرت چهار نفر ( عايشه و حفصه و امّ سلمه و زينب ) را نزد خود نگهداشت و در قسمت آنها را برابر كرد و پنج نفر ديگر جويريه و صفيّه و ميمونه و امّ حبيبه و سوده را از خود بر كنار كرد . 3 - ابن عبّاس گفته است : يعنى هر كدام را خواهى طلاق دهى و هر كدام را خواهى نگهدارى .
« لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ » 52 طبرى : ابن عبّاس گفته است : يعنى بعد از اين زنها كه دارى زن ديگر مگير . ابىّ بن كعب گفته است : جز آنها كه در آيات جلو حلال كردهايم كسى ديگر بر تو حلال نيست . مجاهد گفته است : يعنى همسرى با زنهاى غير مسلمان بر تو حلال نيست .
سخن ما در اين آيات : 1 - آيت 36 « ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى - تا آخر » آشكارا اعلام كرده است كه بشر خود نميتواند مقرّرات زندگى براى خود معيّن كند و نيز خير و شرّ خود را تميز نمىدهد پس بايد از سوى حقّ پيغمبر معيّن كند و كسى حقّ ندارد در برابر دستور پيغمبر اختيارى داشته باشد و اظهار ارزيابى بكند ، چون دستورهاى او از آن كانون صادر مىشود كه آدمى ساخته شده است و مقتضيات حيات و بقاى او معيّن شده است پس آنچه پيغمبر بگويد يعنى آنچه در آفرينش فكر و بدن انسان به كار رفته است ، بايد نگهدارى و تكميل
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٨٥