تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
است : به كسى كه مردم مسلمان از دست و زبانش آسوده باشند و مؤمن را فرموده است : كسى است كه همسايه از شرّ و آشوب او آسوده باشد و آنكه بشب سير باشد و بخوابد و همسايه اش گرسنه بخواب رود مؤمن به من نيست . « أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ » 36 مجمع : « يَكُونَ » با ياء و تاء به صيغه ى غايب مذكّر و مؤنّث هر دو خوانده شده است . « وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّه مُبْدِيه - تا آخر » 37 طبرى : حسن بصرى گفت : هيچ آيه در قرآن از اين سختتر بر پيغمبر نيست و اگر پيغمبر چيزى از وحى و قرآن را ميخواست از مردم پوشيده بدارد البتّه اين را نميخواند و بمردم ابلاغ نميكرد . مجمع : جمله ى جلو « أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ » 37 يعنى با همسر خود بساز و او را طلاق مده اقتضا دارد كه ميان آنها گفتگوئى باشد . و بگفته ى علىّ بن ابراهيم در تفسير خود : چون پيغمبر زيد را بسيار دوست ميداشت و اگر او روزى ديرتر به زيارت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله ميرفت آنحضرت از او خبر ميگرفت . يك روز زيد دير كرد در زيارت پيغمبر آنحضرت رفت از او خبر ميگرفت . يك روز زيد دير كرد در زيارت پيغمبر آنحضرت رفت به خانه ى زيد و زينب در وسط اطاق عطرى يا چيزى ديگر ميسائيد و پيغمبر در را پس كرد و چشمش به زينب افتاد فرمود : سبحان اللَّه خالق النّور تبارك اللَّه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ و از آنجا برگشت چون زيد به خانه آمد زينب اين سرگذشت را براى او نقل كرد او گفت : شايد تو در دل پيغمبر جائى پيدا كردى ؟ اگر موافقت كنى طلاقت بدهم تا همسر پيغمبر شوى او گفت ميترسم پيغمبر مرا نپذيرد و از هر دو بمانم . زيد حضور پيغمبر رفت و اين گفتگو را نقل كرد پيغمبر فرمود « أَمْسِكْ عَلَيْكَ - تا آخر » . و بعضى گفته‌اند : معنى اين جمله « تُخْفِي فِي نَفْسِكَ تا آخر » اين است كه چون به پيغمبر خبر داده بودند كه زينب همسر او خواهد شد و زيد او را طلاق خواهد داد و زيد گفت ميخواهم زينب را طلاق دهم پيغمبر فرمود : او را طلاق مده ، با اين جمله به پيغمبر گفته شده است آنچه را كه خدا آشكار كرده و تو را از آن خبر دار كرده است كه زينب از زيد