تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
باد صبا ببست ميان ، نصرت تو را ديدى چراغ را كه كند باد ياورى
بىدرد سر نيزه و آمد شد شمشير آن فتح كه مفتاح امان بود بر آمد
سخن ما : 1 - آيت 4 جمله ى « ما جَعَلَ اللَّه لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ » راهنمائى تربيتى دامنه دارى است كه در قضاوتهاى آدمى براى خود و ديگران ميتوان از آن استفاده كرد : اوّل در زمينه ى خود آيه شايد مقصود چنين باشد كه عاطفه ى عمومى نوع دوستى غير از غريزه ى فرزند دوستى است و نيز روابط زناشوئى و احساسات نر و مادگى غير از عواطف و دلباختگى مادر و فرزندى است و شما مردم كه پسر خوانده را بشمار فرزند ميآوريد و همسر را مادر ميدانيد فقط سخنى است كه بر زبان آسان است و در نهاد و طبيعت آدمى نشدنى است و يك فرد دو دل ندارد كه با يك دل عواطف بشرى دريابد و با ديگرى دوستى فرزند نگهدارد و همچنين در همسر و مادر ، پس اين گفتار پندارى است بر خلاف طبيعت . در مرتبهء دوّم چون كلمه ى « قلبين » كنايه است از ابزار دريافتهاى درونى و ادراكات و انفعالات انسان به اين كلمه فهمانده شده است كه آدمى در خوب و بد و پسند و ناپسندش شرايطى دارد كه نميتواند چند ناسازگار را در يك شرط و موقع مخصوص فراهم كند و روى آور به آنها شود . بطور مثال اگر كسى با دو نفر دشمن يكدگر اظهار دوستى كند يا دروغ ميگويد يا نمىفهمد چون آنچه موجب دوستى اين يكى است همان هم موجب دشمنى ديگرى است مگر حدّ مشتركى بيابد كه هر دو را بيك سوى راهنمائى كند . پس آنها كه با همه كس و هر جور آدم مىسازند و ميجوشند يا بىخردند يا منافق كه او هم بيخرد درجه ى دوّم است . و در مرتبه ى سوّم : اين جمله راهنمائى به كارهاى شخصى مىكند كه بقول مشهور با يك دست چند هندوانه نميتوان برداشت و خدا بآدم دو دل نداده است كه با يكى نجّارى بداند و با ديگرى خيّاطى و همين است مثل مشهور كه ميگويند همه كاره هيچ كاره است ، و باز ميگويند : چند زراعت مختلف در يك دوره در يك زمين
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 169 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )