بهره نمىدهد و همه ى اينها مفاد رهبرى اين جمله است كه خدا دو دل قرار نداده است و براى هر چيزى شرطى است و وسيله اى مخصوص .
2 - آيت 5 جمله ى « لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ - تا آخر » : صريح است كه مسئوليّت و مجازات بدنباله ى اراده و توجّه مخصوص است و گر نه خطا و يا اعمال انعكاسى مشمول ثواب و گناه و پرسش نمىشود .
3 - آيت 11 « هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ - تا آخر » خوب نشان مىدهد آزمايشهاى آدمى را كه پيشامدها و گرفتاريها و آنچه از حساب جريان روزانه ى انسان كم يا زياد شد خود آزمايشى است براى اندازه ى گنج فكر و خوى و كار هر كس كه در برابر اين كم و زياديهاى زندگى چگونه ميماند يا ميبازد .
4 - آيت 21 « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّه أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ - تا آخر » صريح است كه پيغمبر عقل ظاهر مردم است و بطور كلَّى انتظار سعادت و اميدوارى بآخرت وابسته است به متابعت پيغمبر همانطور كه پيشرفت در زندگى به پيروى از عقل و خرد است . و آيت 6 جمله ى « النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » وابستگى كامل به اين آيه دارد كه چون اختيار دار بود و از خود مردم جلوتر در كار آنها پس معلوم است كه پيروى از او در همه جا وسيله ى سعادت است چون او از خود مردم بهتر ميداند و ميگويد . و شايد از مجموع اين دو جمله بتوان خاصيت عصمت و مصونيّت پيغمبر را از خطا استفاده كرد . براى آنكه در كار مردم شايسته تر از خود آنها است و نيز پيروى از او موجب سعادت است پس معلوم مىشود كه او بخطا نميرود و اگر احتمال خطا در كار او باشد پس بر عقلاى مؤمنين در كار خودشان لا اقلّ مقدّم نيست و پيروى از او براى خردمندان كار خوبى نخواهد بود .
5 - آيت 24 جمله ى « يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ إِنْ شاءَ » سخن طبرسى را از مجمع البيان نقل كرديم . اگرچه امروز نقل اين گونه سخنان درست نيست ولى براى آشنايى به طرز آن افكار و سنجش مطلب بد نيست كه بگوئيم : آنچه متكلَّمين وظايف
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٧٠