تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
« وَتَظُنُّونَ بِاللَّه الظُّنُونَا » 9 طبرى : بعضى قاريها « ظنونا ، و رسولا ، و سبيلا » با الف آخر خوانده‌اند ، و بعضى « ظنون و رسول و سبيل » بىالف و آنها كه با الف خوانده‌اند گفته‌اند : در قرآنهاى مسلمين اين كلمات با الف نوشته بوده است و معنى جمله اين است : هر كسى بفكر خود گمانى داشت منافقين مىپنداشتند محاصره ى پيغمبر و هجوم كافران عرب و يهود بر پيغمبر او را نابود خواهد كرد و مسلمانان آسوده دل بودند كه عاقبت اين گرفتارى پيروزى است . « يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ » 13 طبرى : اين سخن را مردى بنام اوس بن قيظى و همفكرهاى او گفتند و كلمه ى « مقام » با ضمّ و صداى جلو ميم خوانده‌اند يعنى اى مردم يثرب ماندن براى شما جائز نيست ( كه مصدر بمعنى اقامه باشد ) و آرامش براى شما نيست ، و با فتح و صداى بالاى ميم خوانده‌اند كه قرائت مشهور است و اسم مكان است يعنى جايگاه ماندن و مكان آرامش براى شما نيست . « إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ » 13 مجمع : « عورة » با كسر واو نيز خوانده شده است و معنى بهر دو قرائت غير مستحكم است كه خاطر آسوده از ورود دشمن نيست . « كانُوا عاهَدُوا اللَّه » 15 طبرى : مقصود بنى حارثه هستند كه بجنگ احد با بنى سلمه آهنگ فرار كردند و پس از آن با خداى خود عهد كردند كه ديگر چنين نباشند و در جنگ احزاب همانها بودند كه دوباره پيمان خود شكستند چنان كه در آيت جلو توصيف شده‌اند « إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً » يعنى اجازه ى برگشت به خانه ها براى فرار از جنگ است . « قَدْ يَعْلَمُ اللَّه الْمُعَوِّقِينَ - تا - هَلُمَّ - تا آخر » 18 طبرى : ابن زيد گفته است در روزهاى جنگ احزاب مردى از نزد پيغمبر رفت برادرش را ديد نشسته نان و كباب و نبيذ در پيش دارد گفت : تو با چنين خوشى برگذار ميكنى و پيغمبر ميان شمشير و نيزه گرفتار است . او گفت : بيا و با من شركت كن كه كار تو و محمّد تمام است ديگر او روى آسايش نمىبيند ، او گفت دروغ ميگوئى سوگند به خدا كه