جانها من بر دارم . يك جا ميگويد ملك الموت بر دارد ، و يك جا ميگويد فرشتگان و يك جا ميگويد بشب جانها بر دارم نه اين ظاهرا مناقضه است ؟ جواب گوئيم :
امّا توفّي فرشتگان بمعنى قبض و نزع باشد و امّا توفّي ملك الموت بمعنى دعوت و اشارت باشد كه در خبر چنين است كه او دعا كند جانها او را اجابت كنند ، و توفّي خداى تعالى بتخريب بنيه ى حياة باشد ، و توفّى اللَّيل مراد خواب او است آن را توفّى خواند بر سبيل مجاز ، و توفّى تمام بستدن باشد « 1 » .
تأويلات كاشانى : ملك الموت كنايت است از نفس كلَّى انسانى كه اين نفوس جزئى افراد بشر به او باز ميگردند كه اگر نهاد اصلى و خاصيت بشرى خود را از دست ندادند و از فطرت خود سقوط نكردند بر ميگردند و پيوسته ميشوند بيك واقعيّت معنوى ثابت كه نه خواصّ مادّى دارد و نه نقص و عيب و انتظار ، و معنى « تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ » همين اتّصال و برگشت نفوس جزئى است به آن نفس كلَّى .
روح البيان : بعضى از محققّين گفتهاند : ملك آن يك از ملائكه است كه دست اندركار سياست و تدبير امور آفرينش است كه در قرآن اشاره به آنها است « فَالْمُدَبِّراتِ » . . . ، « فَالْمُقَسِّماتِ » . . . ، « وَالنَّازِعاتِ » و ملك الموت هم يكى از آنها است .
و كاشفي گفته است : عجب از آدمى كه با وجود چنين حريفي در كمين ، چگونه لاف آسايش تواند زد .
آسودگى مجوى كه از صدمت اجل
كس را ندادهاند برات مسلَّمى
و مرگ باصطلاح اهل حقيقت بيرون كردن هواى نفس است پس هر كه از خواسته هاى نفسانى بمرد ، بزندگانى حقيقى رسيده است . امام جعفر بن محمّد الصادق رضي اللَّه عنه فرمود : مرگ يعنى توبه كه خدا گفته است : « فَتُوبُوا إِلى
هامش
( 1 ) ملك الموت بفرمان و خواست حق قبض روح كند ، و فرشتگان عمّال و كارگران و وسائط اويند ، و نسبت قبض روح به همه صحيح است ( مصحّح ) .